انتقاد پذیر بودن به روش جان مکسول

انتقاد پذیر بودن به روش جان مکسول

خیلی از ما گمان می کنیم فردی انتقاد پذیر هستیم اما به شما اطمینان می دهم بیش از نیمی از ما در توهم انتقاد پذیر بودن به سر می بریم و اصلا انتقاد پذیر نیستیم.

حقیقت این است که انتقاد پذیر بودن یک مهارت است و یا به عبارت بهتر یک مهارت اجتماعی است. اگر کمی به دور برمان نگاه کنیم متوجه می شویم چیز هایی که در قالب انتقاد می شنویم به هیچ وجه انتقاد نیستند بلکه حسادت و مخالفت های بی جهت هستند.

 

تعریف درست انتقاد سازنده چیست :

انتقادی سازنده است که در جهت بهبود اوضاع باشد و جهت مشخصی را داشته باشد و فقط به جنبه های منفی یک مساله نپردازد. انتقاد سازنده باید بتواند راه کار و یا راه حلی را پیش پای فرد قرار دهد. الان که معنا و مفهوم انتقاد سازنده را می دانیم بهتر است با روش پذیرش و درک آن نیز آشنا شویم.

بگذارید با همدیگر صادق باشیم، آیا واقعا این عالی نیست که حرفی یا انتقادی را از رقیب یا حتی دشمنانمان بشنویم که باعث شود زندگی مان بهتر شود یا بتوانیم فروش و سود بیشتری کنیم؟ مطمئن هستم پاسخ تان مثبت است. پس بیایید با انتقاد سازنده، احساسی و شخصی برخورد نکنیم و قبل از اینکه بخواهیم ناراحت شویم به خودمان گوشزد کنیم شاید تغییرات بزرگی را این انتقاد برای به ارمغان بیاورد که فکرش هم نکنم!

 

بگذارید توصیه های جان مکسول را در این رابطه بخوانیم:

شاید به اشتباه گمان کنید که پذیرش انتقاد به معنای سراپا گوش کردن به حرف های آقای منتقد و احیانا با حرکات سر او را تایید کردن است، ولی واقعیت انتقاد پذیری این است که صادقانه با انتقاد روبه رو شویم و در برابر فرد انتقاد گر از خود و آنچه مورد انتقاد است دفاع کنیم و اگر واقعا حرف حق می شنویم، از او تشکر کنیم.

 

یک تا پنج انتقادی را که در یکسال گذشته به شما اعلام شده به یاد آورید،
چگونه نسبت به آنها واکنش نشان دادید،
و دست آخر بنویسید که این انتقادات چه تغییراتی را در شما و عملکردتان بوجود آورده است؟

تجربیات جان مکسول در رابطه با انتقاد پذیری :

‘…من در خانواده ای پر عشق و مثبت رشد کردم. هیچگاه بیاد ندارم که والدینم از یکدیگر انتقاد کرده باشند. انگار انتقاد کردن در آنجا ممنوع بود. حالا تصور کنید زمانیکه مستقل شدم و میخواستم روی پا خود بایستم چه چیزهایی را از سر گذراندم.

در واقع یکی از بزرگترین موانع عاطفی در من مواجه شدن با انتقاد بود. اینها ادامه پیدا کرد تا زمانیکه یکی ازدوستانم که  از من بزرگتر بود گفت که اگر دایما از پشت لگد میخورم (مورد انتقاد قرار می گیرم) به این معناست که جلوتر از آنها قرار دارم.

بعدها جمله ی او را اینگونه تفسیر کردم، اگر میخواهی پیشرو باشی ، باید آماده ی انتقاد نیز باشی.

یکی از هزینه های پیشرو بودن، انتقاد است. طبیعی است چون هیچکس توجه چندانی به افراد معمولی نمی کند، ولی زمانیکه در جلو قرار دارید و پیشرو هستید تمام اعمال و رفتار شما زیر ذره بین قرار دارد. از این جهت باید یادبگیرید که چگونه بنحوی سازنده با انتقادات روبه رو شوید…’

 

چهار گام پیشنهادی جان مکسول برای ساختن امپراطوری رهبری :

 

جملات انگیزشی

گام اول : خودمان را بشناسیم 

در اوایل کارم می خواستم همه را از خودم راضی نگاه دارم اما بعد ها فهمیدم یک رهبر موفق باید تصمیمات سخت و مهمی بگیرد که همین تصمیمات باعث می شود عده ای از آدم رنجیده خاطر شوند. آنگاه بود که از خودم سوال درستی را پرسیدم؟

وظیفه من راضی نگاه داشتن دیگران است یا گرفتن تصمیمات درست به عنوان یک مدیر و رهبر؟

در بسیاری از موارد پیش می آمد که کسی پیش من می آمد و می گفت می خواهم چیزی را به تو بگویم که به نفع توست….  به تجربه فهمیده بودم که اکثر این حرف ها ناخوشایند است اما دقیقا همین حرف ها بود که به من کمک کرد تا خودم را بیشتر بشناسم و فرد موفق تری شوم.

اشتباه اکثر ما اینکه دوست داریم چیزهایی را بشنویم که دوست داریم، نه واقعا چیزهایی که به ظاهر تلخ می آیند اما می تواند کمک مان کند. جان مکسول می گوید، منتقدان من کمک بسیار بزرگتری در پیشرفتم کردند.

 

گام دوم : آماده تغییر باشیم 

در گام اول ما یاد گرفتیم چگونه پذیرای انتقادات سازنده باشیم حال باید آماده انجام آنها باشیم و تغییراتی که لازم است را به وجود آوریم. اما قبل از اینکه برای انجام تغییرات بخواهیم آماده شویم باید بدانیم آیا این انتقاد مفید است یا مخرب؟  باید ببینیم چه کسی دارد از ما انتقاد می کند؟ و انتقادش را به چه شیوه ای مطرح می کند؟ آیا راه حلی در ورای آن انتقاد وجود دارید یا فقط حسادت بیش نیست؟

اما خیلی وقت زمانی که پی می بریم این یک انتقاد سازنده است باز نمی خواهیم قبول کنیم چون اکثر ما دوست داریم احساس کنیم آدم بی عیب و نقصی هستیم و همین انتقاد نشان دهنده این است که هنوز ما کامل نشده ایم پس کمی با رنج همراه است. اما باید بدانیم انتقاد سازنده می تواند به کل مسیر زندگی ما را متحول کند.

حقیقتی که باعث رستگاری ما میشود، در بیشتر مواقع حقیقتی است که تمایل داریم هیچگاه در موردش چیزی ندانیم و نشنویم.

فارغ از اینکه انتقادی که با آن مواجه میشوید، سازنده یا مخرب است این شمایید که تصمیم می گیرید انتقادات را بعنوان عامل رشد در نظر بگیرید یا خیر. پس مهم است که حالت تدافعی را کنار بگذاریم و به هر انتقادی با نگاهی رشد محور  نگاه کنیم.

 

 

جملات انگیزشی

گام سوم : خودمان را بپذیریم 

ما تا زمانی که خودمان را نپذیریم هیچ گاه نمی توانیم تغییری که باعث موفقیت شود را بوجود آوریم. به طور مثال اگر من فردی چاق باشم و نپذیرم که اضافه وزن دارم، چطور می خواهم به این نتیجه برسم که باید لاغر شوم؟ اگر من نپذیرم که مدیریت ضعیفم باعث می شود سالانه ۱۰ ها میلیون تومان به ضرر شرکت شود چگونه می خواهم به دنبال راه حل بروم؟

تناقض جالب اینجاست که تنها زمانیکه قادر به تغییر خویش هستیم که خود را آنگونه که هستیم بپذیریم

 

گام چهارم : توهم را کنار بگذارید

تا زمانی که ۲۰ سال سن داریم احساس می کنیم تمام مردم کارهای ما را زیر نظر دارند و در مرکز توجه دیگران هستیم. زمانی که ۴۰ سالگی مرسیم متوجه می شویم که برای همه ی مردم واقعا مهم نبودیم اما زمانی که به ۶۰ سالگی می رسیم متوجه می شویم که اصلا کسی راجع به ما فکر نمی کند.

انسان هایی که عزت نفس بالایی دارند به خوبی می دانند که دارای یک سری نقاط ضعف و اشتباهات هستند اما زمانی که به آن ها انتقاد می شود، حالات تدافعی نمی گیرند زیرا این کار این موضوع ار اثبات می کند که حتی ما خودمان را هم نپذیرفته ایم! ( البته منظور من انتقاد سازنده است نه انتقاد مخرب)

 

یکی از ضرب المثل های مشهور چینی می گوید «انسان هایی خوشبخت هستند که بتوانند به خودشان بخندند نه آنهایی که منتظرند سایرین آنها را بخندانند.» جان سی ماکسول توضیح میدهد :

برای سالها به خودم خندیده ام، زیرا کارهای احمقانه ی زیادی مرتکب شده ام.
من حتی یاد گرفتم که به حمله ی قلبی که چند سال پیش رخ داد از ته دل بخندم. در روزهای دوران نقاهت، به این فکر نمی کردم که اگر مرده بودم چه اتفاقی می افتاد. مراسم خاکسپاری ام چگونه بود، چند نفر در آن مراسم شرکت می کردند، خوب میدانید به تعداد شرکت کنندگان با وضع هوا بستگی زیادی دارد…
بعدش چه؟ بعد از اینکه مرا در مزارم قرار میدادند. درست است، دغدغه ی بیشتر آنها نیم ساعت پس از دفن من این بود که برای ناهار چه بخورند.
هر زمان در معرض انتقاد قرار گرفتید به یاد داشته باشید که فقط نیمی از آنچه مردم در مورد شما می گویند واقعیت دارد، پس دفترچه ای تهیه کنید، ایده ها را جمع آوری کنید و پس از بررسی دقیق تغییر را از خودتان آغاز کنید.
اما نیمه ی دیگر حرف های سایرین، آنها را جدی نگیرید، آنها فقط مشکلات خودشان است که به سوی شما پرت می کنند.
اگر خودتان را بشناسید میدانید چه حرف هایی خوب و چه حرف هایی پوچ هستند. خودتان را متحول کنید و پس از آن خودتان را فراموش کنید تا بتوانید تمرکز کمتری بر حرف های دیگران داشته باشید.

کانال تلگرام موفقیت

حسین صفوی

سخنران، نویسنده و مشاور بازاریابی و فروش
اگر می خواهید کسب و کارتان را تبدیل به ماشین ثروت آفرینی کنید باید فروشنده و بازاریاب عالی باشید و اینجا دقیقا جایی است که باید در آن حضور داشته باشید.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *