غلبه بر ترس

تنها روش موثر غلبه بر ترس

اگر یک روز صبح از خواب بیدار شوید و احساس کنید هیچ ترس و نگرانی ندارید، احساس کنید از حرف زدن با افراد غریبه ترسی ندارید، احساس کنید خیلی راحت می توانید به هر کسی که دلتان خواست حرف دلتان را بزنید، احساس کنید بعد از خوردن صبحانه باید زنگ بزنم به شرکت بگویم من دیگر نمی آیم می خواهم بروم دنبال کار رویایی ام… همه این ها می تواند اتفاق بیافتد اگر روش غلبه بر ترس را یاد بگیرید.

چی شد که تصمیم گرفتم روش غلبه بر ترس را یاد بگیرم:

شاید از کودکی تا دوران دانشگاه روزی پیدا نمی شد که بدون ترس و استرس پشت سر گذرانده باشم. ترس از صحبت در جمع فامیل ها بگیر تا ترس از گرفتن حق خورده شده ام. الان که فکر می کنم نمی دانم چطوری توانستم این همه رنج حاصل از ترس را تحمل کنم اما روزی در زندگی ام رسید که گفتم باید واقعا کاری برای این موضوع کنم. این روز از این قرار بود:

شب قبل از تحویل پروژه دانشگاه بود که من از آنجایی که درسم عالی بود توانسته ام پروژه ام را به خوبی به پایان برسم. خیلی از دوستان نزدیکم نا امید شده بودند نمی توانستند پروژه شان را آماده کنند. تصمیم گرفتم پروژه آماده شده ام را به دوستان و هم کلاسی هایم بدهم تا آنها بتوانند ایده بگیرند و به قولی کارشان راه بیفتد.

روز تحویل پروژه ( ساعت ۱۱ صبح ): از آن جایی که فامیلی من صفوی است و حرف “ص” جز آخرین نفراتی است که باید وارد اتاق تحویل پروژه می شد… زمانی که که اسمس را صدا زدند و پیش استاد رفتم سریع به من گفت تو که پروژه را کپی کردی ! و این در صورتی بود که پروژه من را همه کپی کرده بودند. خلاصه پایین ترین نمره را گرفتم چون ترسیدم بگم دیگران از پروژه من کپی کردند !

این داستان برای همه ما به شکل های مختلفی اتفاق می افتد و ما در زندگی پایین ترین نمره را کسب می کنیم زیرا ما روش موثر غلبه بر ترس را بلد نیستیم. اگر مطالب قبلی من را خوانده باشید می دانید که دیوانه وار کتاب های موفقیت ، بازاریابی، زندگی و… را می خوانم شاید بیش از ۳۳۰ جلد ! بعد از کلی مطالعه یک چیز را فهمیدم و آن این بود که برای غلبه بر ترس یک راه وجود دارد.

 

تنها روش غلبه بر ترس : 

بیایید اینگونه تصور کنیم که شما همین الان وارد جنگ شده اید. اگر شما روش حمله حریف تان را نشناسید آیا امکان پیروزی وجود دارد ؟

ما می خواهیم الان بدانیم ترس چگونه می خواهد به ما حمله کند. ترس بطور کلی در ۳ مرحله به شما حمله می کند و این ۳ مرحله از این قرار است.

  1. ترس از دست دادن
  2. ترس از موفق نشدن
  3. ترس از حرف دیگران

 

مرحله غبله بر ترس از دست دادن :

این مرحله زمانی اتفاق می افتد که شما تصمیم می گیرد یک عادت جدید را امتحال کنید یا عادت قبلی تان را ترک کنید ( مثل عادت سیگار کشیدن ، عادت به خود ارضایی، عادت به خوردن غذاهای چرب و …).

بیایید شخصی را در نظر بگیریم که می خواهد کار فعلی اش را ترک کند و شغل رویایی اش را شروع کند. اولین اتفاقی که می افتد این است، طرف با خودش فکر می کند اگر الان من کار قبلی را ترک کنم موقعیت مالی ام به خطر می افتد ( حتی اگر ۱ میلیون تومان در ماه درآمد داشته باشد!) خب اگر من همین درآمد کم هم نداشته باشم یعنی پول کافی برای رفتن به رستوران ندارم، یعنی پول کافی برای گردش با دوستانم را ندارم یعنی … خب شاید نداشته باشید اما واقعا چقدر مهم است ! بگذارید این سوال را از شما بپرسم :

اگر من به شما ۱۰۰ میلیون تومان بدهم و بگویم فقط یک سال دور گردش با دوستانت را خط بکش و به رستوران همیشگی نرو آیا شما این پیشنهاد من را رد می کنید می گویید نمی خواهم ؟

یا بیایید این حالت را برای شخصی که می خواهد خوش هیکل شود در نظر بگیریم. در ابتدای کار به خودش می گویید وای من باید غذاهای چرب را کنار بگذارم، کله پاچه نخورم، خامه و کره نخورم و…. وای مگر می شود بدون این ها زندگی کرد ؟ اما بگذارید این اتفاق را با هم بررسی کنیم :

روزی شما با یکی از دوستان چاق تان به بیرون می روید و او می گوید خوش به حالت من آرزویم این بود که هیکل شما را داشتم مطمئن هستم اینجوری می تونستم کلی دوست جدید داشته باشم و شما به او می گویید من هم سال قبل شبیه تو بودم اما یک سال است که سعی کردم رژیم بگیرم، سخت بود اما شدنی است، امتحان کن رفیق !

 

مرحله غلبه بر ترس از موفق نشدن :

این مرحله دقیقا بعد از مرحله بعدی اتفاق می افتد. شما تا اینجا شجاع بودید و توانستید بر ترس اولیه غلبه کنید و شروع کردید به رفتن به دنبال زندگی رویایی تان و یا شغل رویایی تان و یا…. یکی دو ماه که بگذرد یک صدایی در ذهنت می آید و به تو می گوید تو نمی توانی ! تو لیاقت رسیدن به این درآمد را نداری، تو لیاقت رسیدن به این هیکل را نداری، اصلا چی شد که با خودت فکر کردی می توانی این کار را انجام دهی ؟!!

این مرحله خطرناکی است چون ۸۰% مردم در این مرحله تسلیم می شوند و می گویند خب این هم نشد ! و به همین راحتی آرزویشان را درون سطل زباله می اندازند اما همانطور که گفتم این کار مثل هنر جنگیدن است. این اتفاق دقیقا به مانند زمانی است که حریف تان برایتان کری می خواند، بیایید این حالت را با همدیگر در نظر بگیرم:

شما یک فرد نظامی تا دندان مسلح هستید و در مقابلتان یک فرد معمولی با یک چوب دستی ایستاده است. او به شما می گوید کی به تو گفته می تونی من را شکست بدهی با همین چوب دستی می زنم می کشمت ! و شما در این مرحه باید یک تصمیم گیری انجام دهید ؟ آیا این چوب دستی توانش از تمام اسلحه ها و مهمات شما بیشتر است ؟ و جالب است بدانید در این مرحه ۸۰% مردم می گویند اه راست می گی من تسلیم هستم !

این مثال به نظرتان احمقانه می آید؟ آخه کی تفنگ را می گذارد زمین و در مقابل یک چوب دستی تسلیم می شود ؟ بله اکثر ما این کار می کنیم و اسلحه و مهمات مان را می گذاریم زمین ! این اسلحه و مهمات ما دقیقا آرزو و شوق مهار نشدنی ما انسان ها هستند!

 

مرحله غلبه بر ترس از حرف دیگران :

می دانید مردم چرا به شما می گویند دنبال آرزو هایتان نروید ؟ چون اگر شما به دنبال آرزو هایتان بروید قطعا به آن می رسید و زمانی که به شما نگاه می کنند از زندگی خودشان ناراضی می شوند. پس عزیزم نگذار مردم با حرف هایشان مانع رسیدن به آرزوهایت شوند. زمانی که من در یک شرکت کارمند بودم و تصمیم گرفتم به دنبال آرزوهایم بروم صاحب آن شرکت به من گفت اشتباه می کنی همین حقوق ات هم می خواهی قطع کنی ؟ آن موقع من ۷۰۰ هزار تومان درآمد داشتم و الان ۳۰ میلیون تومان در ماه ! نمی گم مسیرم آسان بود اما لذت بخش بود و کاملا ارزشش را داشت که به دنبال آرزو هایم بروم.

 

من تو را دوست دارم اگر…

من عاشق این هستم که ۱ ماه دیگر و یا ۱ سال دیگر و یا ۳ سال دیگر از تو یک ایمیل دریافت کنم و به من بگویی، به آرزو هایم رسیدم!

 

 

حسین صفوی

سخنران، نویسنده و مشاور بازاریابی و فروش
اگر می خواهید کسب و کارتان را تبدیل به ماشین ثروت آفرینی کنید باید فروشنده و بازاریاب عالی باشید و اینجا دقیقا جایی است که باید در آن حضور داشته باشید.
1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *