راز ایجاد تغییرات اساسی

راز ایجاد تغییرات اساسی و تبدیل آن ها به موفقیت عظیم

اگر تا به امروز مقالات سایت را در زمینه موفقیت خوانده باشید می دانید که تغییرات، پیش نیاز هر موفقیتی هستند. مخصوصا اگر دنبال یک موفقیت بزرگ باشیم باید بدانیم یک تغییر بزرگی نیز باید اتفاق بیافتد.

منظورم از تغییرات اساسی، تغییراتی هستند که در طرز تفکر ما و الویت های ما اتفاق می افتند. در حرف همه خواهان موفقیت هستند. آیا شما کسی را می شناسید که دوست نداشته باشد زندگی مالی و عاطفی بهتری را تجربه کند؟ آیا کسی را می شناسید که از دوست داشته شدن ناراضی باشد؟ آیا کسی را می شناسید که از یک ویلای اختصاصی در کنار دریا متنفر باشد؟

 

اما چرا این اتفاق نمی افتد :

پس چرا این همه انسان مشتاق به موفقیت، موفق نمی شوند؟ زیرا ما عاشق این هستیم که بتوانیم فرد موفقی شویم اما زمانی که بحث تغییر کردن به میان می آید دست و پایمان شل می شود چون می دانیم هر تغییری با رنجی همراه است و تا زمانی که بر این باور هستیم هیچ تغییری در ما شکل نخواهد گرفت و در نتیجه هیچ موفقیتی هم بوجود نخواهد آمد.

جملات انگیزشی

منظور از تغییرات چیست :

تغییر شامل تحولاتی است که ابتدا در فرد و سپس در اعمالش بوجود می آید، پس خیلی خوب می دانید منظور من تغییرات درونی است نه تغییراتی که علت خارجی دارند. زیرا تغییراتی که از خارج بر روی ما اعمال می شود بسیار ناپایدار است.

فردی که به دفتر من برای مشاوره آمده بود و از این که هنوز چاق است ناراحت بود. بعد از کمی صحبت کردن متوجه شدم تا زمانی که به باشگاه بدنسازی می رفت و مربی خصوصی داشت، اندام مناسبی داشت اما زمانی که باشگاه را قطع کرد، اضافه وزن پیدا کرد. چون تمام تغییرات به واسطه مربی باشگاه ( علت خارجی ) به وجود آمده بود.

 

چند نوع تغییر وجود دارد :

به طور کلی دو نوع تغییر وجود دارد. تغییرات اول، تغییراتی هستند که فیزیولوژیکی می باشند به مانند بلند شدن موها، رشد قدی، رشد سنی و …. که ما زیاد دخالتی در آن ها نداریم اما تغییرات دسته دوم، تغییرات روانشناختی است. تغییراتی که باعث شکل گیری شخصیت اصلی ما می شوند.

این حقیقت نیز وجود دارد که با افزایش سن ما، احتمال تغییر کردن ما نیز کم می شود زیرا ما هر چه بالغ تر می شویم یاد می گیریم که باید یک زندگی آرام تر و امن تر را برای خودمان فراهم کنیم ( که این فکر بسیار سمی می باشد ) و همین امر باعث می شود خلاقیت ما به حد زیادی به زوال برود. خیلی ها معتقد تغییر کردن در سن های جوانی و میان سالی تقریبا غیر ممکن است چون شخصیت ما شکل گرفته اما به شما اطمینان می دهم کاملا در اشتباه هستند و قطعا کسانی که این حرف را می زنند از زندگی خودشان نیز ناراضی هستند.

 

جملات انگیزشی

آیا همواره امکان تغییر اساسی از درون وجود دارد؟

  • آیا این امکان وجود دارد که بعد از مدتی فرد درون گرا تبدیل به فردی برون گرا شود؟
  • آیا احتمال دارد فردی باهوش تبدیل به فرد کودن شود؟
  • آیا احتمال دارد فردی خجالتی تبدیل به قردی کاملا اجتماعی شود؟

خب بگذارید قبل از اینکه پاسخ این سوال ها را بدهم، یک سوال از شما بپرسم؟ چه کسی تعیین کرده شما فرد خجالتی و یا با استعدادی نیستید ؟  آیا احساس نمی کنید این صفات صرفا یک برچسب هستند که یا دیگران به شما نسبت داده اند یا خودتان به خودتان نسبت داده اید؟

بگذارید داستان زندگی خودم را برایتان بگویم : زمانی که نوجوان بودم، خودم و همه این اطمینان را داشتیم که من فردی کاملا خجالتی هستم. زمانی که مهمانی به خانه ما می آمد به اتاقم می رفتم و در کل مدت خودم را به خواب می زدم تا با مهمان ها چشم تو چشم نشوم. اگر هم پیش می آمد که در کنار مهمان ها می نشستم دائما استرس داشتم بقدری که زبانم خشک می شد، دست هایم می لرزید و….

زمانی که شروع به کار کردن روی خودم کردم مجبور بودم تغییراتی را نیز در خودم به وجود بیاورم، آرام آرام شاهد این تغییرات در خودم بودم تا جایی که یادم می آید یک روز در صف نانوایی بودیم و یک خانمی خارج از صف می خواست یک نان بگیرد و تمام کسانی که در صف ایستاده بودند شروع به اعتراض کردند. به خودم گفتم اینجا اولین جایی که باید سخنرانی را تمرین کنم !

به مردم گفتم اگر این خانم نانش را زودتر از ما بگیرد اتفاق بزرگی در زندگی ما رخ نمی دهد حالا اگر ما ۵ دقیقه دیر تر صبحانه بخوریم و این حس زیبا را داشته باشیم که توانسته ایم به مادری کمک کنیم، آیا لذت بخش تر از این نیست که صبحانه را ۵ دقیقه زودتر بخوریم و هیچ کار مثبتی نیز انجام نداده باشیم! از مردم خواستم کسانی که با من موافق هستند دست هایشان را بالا بگیرند و….

نمی دانید چه احساس عالی آن روز داشتم، توانسته بودم برای عده ای سخنرانی کنم، منی که تا به قبل از آن از مردم فراری بودم. روند تغییرات رو به رشد بود تا به امروز که ده ها سمینار برگزار کرده ام.

 

همه ی ما انسان ها با شدت بخشیدن یا ضعیف ساختن برخی ویژگی های درونی، به نسخه های دیگری از خودمان بدل می شویم و این است که دیگران می گویند شخصیت مان عوض شده است.

 

جملات انگیزشی

۳ مرحله ای که تغییرات اتفاق می افتند :

 

مرحله اول: برچسب ها را بچسبانید:

زمانی که ما برچسب مشخصی به خودمان می زنیم بعد از مدتی تبدیل به همان برجسب می شویم. فردی طبق یک سری اتفاقات و تفاسیر خودش از آن اتفاقات به خودش بر چسب خجالتی می زند بعد از مدتی واقعا تبدیل به یک فرد خجالتی می شود. خیلی ها می گویند به خودتان برچسب نزنید اما من موافق این حرف نیستم ما باید به خودمان برچسب هایی بزنیم که دوست داریم به آن ها تبدیل شویم.

اگر دوست دارید به طور مثال یک طراح لباس شوید، به خودتان برچسب طراح لباس بزنید. اگر می خواهید فردی خون گرم و جذاب شوید بیایید به خودتان برچسب یک فرد اجتماعی و جذاب را بزنید و به صداهای منفی که از ذهنتان بلند می شود اهمیت ندهید. به شما اطمینان می دهم در مدت زمان بسیار کمی تبدیل به یک فرد خون گرم و جذاب می شوید که مردم عاشق صحبت کردن با او هستند.

 

مرحله دوم : بر چسب های متناقض را بکنید :

یکی از مراحل کار این است که بیاییم بر چسب هایی که دوست نداریم را از روی خودمان باز کنیم. بعد از سمینار ۱۳ اسفند ۱۳۹۵ برای خوردن ناهار به فرحزاد رفتیم در میان جمع فردی را دیدم که همه به او می گفتند کند است یا به اصطلاح خودمانی تر Delay دارد و خود او با اشتیاق از اتفاقاتی تعریف می کرد که این قضیه را ثابت می کرد. می گفت روزی یکی از دوستانم برای لطیفه ای را تعریف کرد که من  از ۲۰ دقیقه خندم گرفت !

یکی از نیاز های اصلی ما انسان ها مورد توجه قرار گرفتن است و برای رسیدن به این نیاز هر کاری را انجام می دهیم بعضی ها سعی می کنند پولدار تر شوند، بعضی ها سعی می کنند بخشنده تر و مهربان تر شوند و بعضی ها هم سعی می کنند با صفات و برچسب های منفی شان منحصر به فرد شوند. طرف به خودش می گوید اگر من کند ترین فرد این جمع باشم می توانم منحصر به فرد شوم و این یکی از دلایلی است که نمی خواهیم خیلی از این برچسب ها را از خودمان جدا کنیم.

اما ما باید برچسب های متناقض را از خودمان بکنیم. اگر می خواهیم فردی باهوش و زیرک باشیم باید بر چسب خنگ بودن را از خودمان برداریم. در نتیجه مجبور می شویم کارهای متفاوتی را انجام دهیم که نشان دهد ما فرد باهوش و زیرکی هستیم.

 

مرحله سوم : باور داشته باشیم که خودمان مسئول هستیم:

باید باور داشته باشیم و معتقد باشیم که تنها خودمان مسئول ایجاد تغییرات هستیم. اگر به دنبال ایجاد تغییرات پایدار و درونی هستیم باید بدانیم تنها کسی که قادر است این تعییرات را ایجاد کند خودمان هستیم و اگر بخواهیم به عامل خارجی متوسل شویم، مادامی این تغییرات پایدار می مانند که عامل بیرونی وجود دارد.

به مانند مثالی که بالاتر گفتم فردی که توانسته بود با گرفتن یک مربی خصوصی و ثبت نام در باشگاه بدنسازی به اندام مناسب خود برسد اما زمانی که اندام را بدست آورد و تصمیم گرفت دیگر مربی خصوصی نگیرد به سرعت به همان اندام اول خود بازگشت و دوباره چاق شد.

 

قدم نهایی این است که برای حفظ این تغییرات تلاش کنیم  و اجازه ندهیم که پس از مدتی به خود قبلی مان تبدیل شویم.

بطور خلاصه تغییرات ساختاری در شخصیت ما زمانی اتفاق می افتد که رویکردی خود انتقادی در پیش بگیریم و هیچ  گاه گمان نکنیم که به تغییر نیازی نداریم چون فقط با تغییر است که رشد میکنیم.
کانال تلگرام موفقیت

حسین صفوی

سخنران، نویسنده و مشاور بازاریابی و فروش
اگر می خواهید کسب و کارتان را تبدیل به ماشین ثروت آفرینی کنید باید فروشنده و بازاریاب عالی باشید و اینجا دقیقا جایی است که باید در آن حضور داشته باشید.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *