شکستن مرزهای فکر کردن مانند افراد موفق

شکستن مرزهای فکر کردن مانند افراد موفق

ما عادت داریم در یک چارچوب مشخصی فکر کنیم اما افراد موفق همواره خارج از هر گونه چارچوبی شروع به فکر کردن می کنند. به همین دلیل است که امروز شرکت هایی مانند اپل، دیجی کالا، اسنپ، مک دونالد و …. وجود دارند.

فکر کردن به شیوه افراد بسیار موفق :

آیا تا به حال افرادی را دیده اید، خارج از اینکه چه اتفاقی می افتد همیشه سر زنده و مسرور هستند؟ طوری احساس می شود که برای آن ها مهم نیست زندگی چه چیزی را سر راه آن ها قرار می دهد، آن ها بهترین استفاده را از آن اتفاق می کنند. اما می دانید فرق انسان های موفق با مردم عادی چیست ؟

آن ها یاد گرفته اند که باید سوال های درست را از خودشان بپرسند. بیایید یک فرد چاق را در نظر بگیریم، آیا می دانید بیشترین سوال هایی که از خود می پرسد چیست؟

  • چرا من باید چاق باشم
  • چرا ژن خوبی ندارم
  • چرا نمی توانم لباس های جذاب بپوشم
  • چرا همیشه دوست هایم از من خوش هیکل تر هستند

اما اگر همین فرد، به مانند افراد موفق فکر کند می داند باید سوال های هدفمندانه تری را از خوب بپرسد. مانند :

  • چگونه می توانم اندام ایده عالم را داشته باشم
  • چگونه می توانم زود تر از هر کسی لاغر شوم و الهام بخش دیگران باشم
  • چگونه می تواتم از این اتفاق درس بزرگی بگیریم
  • چگونه می توانم آموزشی را تولید کنم که به دیگران یاد بدهم چگونه سریع تر لاغر شوند و…

مشاهده کردید؟ اگر به مانند افراد موفق فکر کنید متوجه می شوید در هر مشکلی که برایتان پیش بیاید هزاران راه موفقیت وجود دارد و ما در اینجا مثالی را بررسی کردیم که نه تنها فرد می توانست اندام ایده عالش را بدست بیاورد بلکه درآمد چند میلیون تومانی اش در ماه را هم تضمین می کرد.

 

همایش موفقیت حسین صفوی

 

پس می دانیم یکی از مهارت هایی که باید بیاموزیم، طرزفکر موفق نسبت به هرکاری است که انجام میدهیم.
اگر برترین عملکردها را در دنیای تجارت، ورزش، پزشکی، هنر و… را مطالعه کنید و یا با بسیاری از افراد موفق مصاحبه کنید، به این نتیجه خواهید رسید که مهارت و استعداد در موفقیت های بزرگ مهم هستند، اما مهم تر از تمام این ها، «طرزفکر» متفاوت این افراد نسبت به مسائل مختلف زندگی است که تعیین کننده نتیجه بازی است.

 

درس هایی برای موفق فکر کردن در زندگی و کار :

 

درس اول – با هدف گذاری صحیح، احتمال شکست را به صفر برسانید :

اگر ما ندانیم چگونه باید به روش صحیح هدف گذاری کنیم، احتمال شکست خوردن افزایش می یابد و زمانی که شکست را تجربه می کنیم، مکالمات منفی ذهنی مان شروع می شود تا جایی ادامه می یابد که حتی توان حرکتی را از ما خواهد گرفت. متاسفانه اغلب اوقات، ما به خودمان حتی شانس موفق‌ شدن را هم نمی‌دهیم.
اجازه بدهید واضح تر توضیح بدم؛ به عنوان مثال، هدفی که یک نفر می‌تواند برای خود تعیین کند، این است: «من زبان انگلیسی را یاد میگیرم و از آن به عنوان یک توانایی برای گرفتن حقوق بالاتر یا موقعیت شغلی بهتر استفاده می‌کنم.»

مشکل اینجاست: «من می‌خواهم زبان انگلیسی یاد بگیرم» یک هدف بسیار بزرگ است و «گرفتن حقوق بالاتر یا کار  بهتر» خودش یک هدف بسیار بزرگ دیگر است. از جمله علت‌ هایی که این طرز فکر را با شکست روبه‌رو می‌کند این است که ما نمی‌دانیم که در حال حاضر یا حتی برای هفته‌ی پیش رو چه کاری را باید انجام دهیم.

وقتی شما با خستگی از سر کار بر می‌گردید، چطور می‌خواهد به دنبال انجام یک هدف گنگ و مبهم بروید؟

اما افراد موفق، طرزفکری خارج از چاچوب دارند، چیزی مشابه این : «من قصد دارم تا زبان انگلیسی را سه بار در هفته، شنبه، دوشنبه و چهارشنبه رأس ساعت ۵:۳۰ عصر و هر بار به مدت یک ساعت تمرین کنم. سال بعد، من می‌خواهم توانایی این را داشته باشم تا در یک شرکت بین المللی، با کارمند بخش استخدام به زبان انگلیسی صحبت کنم.»

خب در این حالت اتفاقی که می افتد این است که شما هر روز و هر هفته به موفقیت های کوچکی دست پیدا می کنید و ذهن تان شرطی می شود که باید دست روی هر چیزی که می گذارید موفق شوید و همین اتفاق نیز می افتد اما در مثال اولی ذهن شرطی می شود که ما نمی توایم موفق شویم و دائما شکست می خوریم، اعتماد به نفس و اراده تان را نیز از دست می دادید.

پس مشاهده کردید که هدف گذاری صحیح چقدر می تواند در میزان رضایت از زندگی ما تاثیر گذار باشد.

 

جملات انگیزشی

درس دوم – هر جیزی را که به هدف تان مربوط نمی شود از برنامه تان حذف کنید :

شما یک هدف دارید و باید هر چیز دیگر را فدای رسیدن به این هدف کنید، جمله ای ترسناک است درست است؟ بله دقیقا به همین دلیل است که اکثر افرادی که هدفی برای خود تعیین می کنند هیچ گاه به آن نمی رسند. شما تصمیم گرفتید یک کار آفرین شوید پس می دانید در طی سال آینده هیچ کدام از دوستانتان را نخواهید دید، می دانید امنیت مالی تان به خطر می افتد، حالا اینجاست که خیلی ها جا می زنند.

حتما توصیه می کنم این مقاله را بخوانید : ۱۰ چالش اساسی در زندگی یک کارآفرین

اگر شما برای خودتان یک هدف در نظر گرفته اید باید بدانید خیلی کار های دیگر در این میان پیش می آید که حواستان را پرت خواهند نمود. اینجاست که الویت بندی های شما مهم می شود. باید از خودتان سوال کنید آیا این اتفاق مهم تر از هدف والایی است که برای خودم در نظر گرفتم ؟

 

درس سوم – صدای ذهنی منفی تان را خفه کنید :

زمانی که در مسیر درست موفقیت و رسیدن به هدف خود گام بر می دارید، بعد از مدتی متوجه صداهای ذهنی منفی تان می شوید که به شما می گوید تو نمی توانی؟ چرا با خودت فکر کردی تو با استعدادی؟ و هزاران جمله منفی دیگر. اما باید بدانید زمانی که اولین زمزمه هایش به گوشتان رسید سریع ساکتش کنید.

این بسیار ساده است که به منتقد درونی خود اجازه دهید تا به شما دستور بدهد «برگرد به چارچوب ذهنی خودت!» اما راز بزرگ در اینجا نهفته است که هر کسی صرفنظر از اینکه تا چه اندازه موفق باشد، این صدای درونی را احساس می‌کند و نسبت به آن ناخودآگاه میخواهد واکنش نشان دهد، اما افراد موفق هیچ گاه به این صدا ها و یا منتقد درونی شان اهمیت نمی دهند.

راه کار عالی برای ساکت کردن منتقد درونی، هر روز صبح که از خواب بیدار می شوید، قبل از هر کاری یک خودکار بردارید و سه صفحه درباره هر چیزی که در ذهن تان است بنویسید. خیلی زود متوجه صدا های منفی ذهن تان می شوید آن ها را هم بنویسید. آن قدر بنوسید که احساس کنید هیچ فکر منفی دیگری در ذهن تان باقی نمانده. احساسی را تجربه می کنید تا به امروز آن را حس نکرده بودید. آزادی فکری!
کانال تلگرام موفقیت

حسین صفوی

سخنران، نویسنده و مشاور بازاریابی و فروش
اگر می خواهید کسب و کارتان را تبدیل به ماشین ثروت آفرینی کنید باید فروشنده و بازاریاب عالی باشید و اینجا دقیقا جایی است که باید در آن حضور داشته باشید.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *