چگونه مانند آدم های موفق فکر کنیم

چگونه کنترل احساسات خود را به دست بگیریم

اکثر ما دوست داریم بتوانیم احساسات مان را کنترل کنیم. به شما اطمینان می دهم اگر این کار را کنید زندگی تان را نابود می کنید. بیایید ببینیم چگونه باید از احساسات مان کمک بگیریم.

انسان ها غالبا برای فرار از پاره ای احساسات دست به اعمال فجیع و حتی مسخره ای می زنند. به مواد مخدر، الکل، پرخوری و قمار بازی روی می آورند، و عمدا خود را با چنین عمالی به دست افسردگی می سپارند. و برای این که فرد مورد علاقه شان را آزار ندهند یا آزار نبینند، تمام احساسات شان را سرکوب می کنند و در نهایت موجب نابودی احساسات و ارتباطات خود و فرد مورد علاقه شان می شوند.

۴ طریق برای کنترل احساسات :

به نظر من افراد از چهار طریق می توانند احساسات خود را کنترل کنند. توجه کنید تا به امروز شما کدام یک از این طرق را به کار برده اید؟

۱-اجتناب:

همه ما می خواهیم از احساسات رنج آور دوری کنیم. لذا، اکثر افراد می کوشند از قرار گرفتن در شرایطی که احساسات شان را جریحه دار می کند، اجتناب کنند و بدتر این که بعضی ها می کوشند برای اجتناب از چنین رنجی احساسات خود را کنار بگذارند! به عنوان مثال اگر از پاسخ منفی ترس داشته باشند، می کوشند در شرایطی قرار نگیرند که چنین رنجی را به همراه داشته باشد.

آن ها از ایجاد روابط دوستانه شرم دارند. به دنبال کارهای پر مشغله نمی روند. چنین احساساتی در نهایت انسان را به دام می اندازد چون ممکن است در کوتاه مدت بتوانند خود را از شرایط ناراحت کننده دور کنند اما بسیاری از روابط عاشقانه و دوستانه را نیز از کف می دهند. و در نهایت نمی توان از احساسات گریخت. 

یکی از راههای سودمند تر این است که یاد بگیریم برای احساساتی که می پنداریم منفی اند، معنا و مفهومی مثبت پیدا کنیم.

احساسات

۲-انکار:

دومین راه مقابله با احساسات انکار آن هاست. غالبا اشخاص می کوشند تا خود را در شرایط غیر مرتبط با احساسات شان قرار دهند. آن ها می گویند: آن قدرها هم بد نیست! اما در عین حال آتشی در درون شان برپاست و مدام می پندارند چه اتفاق ناگواری رخ داده یا چگونه کسی سر آن ها را کلاه گذاشته یا چرا همیشه به ضررشان می شود یا چرا چنین بالاهایی باید همیشه سر آن ها بیاید. به عبارتی هیچ گاه تغییری در مرکز توجه یا وضعیت جسمی شان به وجود نمی آورند و مدام سوالات تضعیف کننده ای از خود می پرسند.

وجود احساس و انکار آن، درد بیشتری به همراه دارد. باز هم می گویم که نادیده گرفتن پیام های احساسی اوضاع را بهتر نمی کند.

اگر پیام های احساست را نادیده بگیرید، شدت احساسات افزایش می یابد. و آن قدر به خود شدت می دهند تا سرانجام به آن ها توجه کنید.

احساسات

۳-رقابت:

اکثر اشخاص دست از مقابله با احساسات برنج آورشان بر میدارند و تصمیم می گیرند کاملا تسلیم شوند. به جای این که از پیام اسحسات مثبت شان درس بگیرند، به احساسات منفی پر و بال می دهند و وضع را از آنجه هست نیز وخیم تر می کنند. و این کار را شجاعت می دانند و به تدریج با دیگران به رقابت می پردازند و می گویند: تو فکر می کنی روزگار با تو سر ناسازگاری دارد؟ بگذار برایت بگویم که من از دست این روزگار چه کشیده ام!

این مسئله عملا جزیی از شخصیت آن ها می شود و به این ترتیب خود را از دیگران متمایز می کنند. و به تدریج از این که خود را نسبت به دیگران در شرایط بدتری قرار دهند، احساس غرور می کنند. همان طور که می توانید حدس بزنید این یکی از هولناک ترین دام های ممکن است.

باید به هر بهایی از چنین حالت هایی اجتناب کرد چون موجب می شود انسان همیشه احساس بدبختی را سرمایه ای در همه زمینه ها بداند و آن گاه است که به راستی در دام گرفتار می شود. روش بهتر و سالم تری که می توان با احساسات رنج آور مقابله کرد این است که دریابیم این احساسات در خدمت اهداف مثبتی هستند که به آن فراگیری و به کارگیری می گویند.

احساسات

۴-فراگیری و به کارگیری:

اگر می خواهید زندگی خوبی داشته باشید، باید احساسات را به خدمت خود در آورید. شما نمی توانید از آن ها فرار کنید. نمی توانید آن ها را دور بریزید، نمی توانید به آن ها اهمیتی ندهید یا منکرشان شوید. در ضمن نمی توانید اجازه دهید زندگی تان را تحت اختیار درآورند. احساسات، حتی آن دسته از احساساتی که در کوتاه مدت رنج آورند، مانند قطب نمایی داخلی عمل می کنند که شما را به طرف اعمالی که باید برای رسیدن به اهداف تان انجام دهید، راهنمایی می کنند. بدون شناخت طرز کار این قطب نما، همیشه دستخوش حوادثی خواهید شد که مسیر زندگی تان را تغییر می دهند.

بسیاری از شیوه های درمانی با این پیش انگار نادرست همراه است که احساست دشمن ما هستند و یا سلامت روان هر انسانی ریشه در گذشته اش دارد. حقیقت امر این است که بتوانیم الگوی توجه روحی و جسمی مان را با قدرت هر چه تمام تر برهم بزنیم، می توانیم در یک چشم بر هم زدن گریه مان ره به خنده ای مبدل کنیم.

تنها راهی که می توانید احساسات تان را به گونه ای موثر به کار گیرید درک این مطلب است که آن ها در خدمت شما هستند. باید از احساسات خود درس بگیرید و از آن ها برای خلق نتایجی استفاده کنید که زندگی تان را بهبود می بخشند.

احساستی که زمانی تصور می کردید منفی هستند، فقط صدایی می باشند که شما را به عمل دعوت می کنند.

بیایید به جای اینکه آنها را احساسات منفی بخوانیم، از این به بعد، آنها را علایم عمل بنامیم. هنگامی که با هر علامت و پیامش آشنا شدید، دیگر احساسات دشمن شما نیستند و یارتان می شوند. احساسات دوست شما، مشاور و مربی شما خواهند شد. آنها شما را در فراز و نشیب های زندگی یاری می دهند. یادگیری نحوه استفاده از این علایم شما را از بند ترس ها می رهاند و این امکان را در اختیار تان قرار می دهد تا به زندگی پرباری که همه افراد لایقش هستند، برسید. برای دست یابی به این هدف باید باورهای کلی تان را نسبت به احساست تغییر دهید.

حسین صفوی

سخنران، نویسنده و مشاور بازاریابی و فروش
اگر می خواهید کسب و کارتان را تبدیل به ماشین ثروت آفرینی کنید باید فروشنده و بازاریاب عالی باشید و اینجا دقیقا جایی است که باید در آن حضور داشته باشید.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *