چرا تبلیغ نویسی صفحه محصول ۹۹% سایت های ایرانی اشتباه است؟

می دانم تعجب کردی و می خواهی بدانی آیا صفحه محصول سایتت جز این ۹۹ درصدی ها است؟

به احتمال زیاد بله. اما چرا آنقدر این آمار فاجعه انگیز است؟

چون اکثر صاحبان سایت تصور می کنند هر چه ظاهر صفحه محصول شان را شیک تر، زیباتر کنند یعنی صفحه محصول بهتری دارند و این کشنده ترین اشتباه کسب و کارشان است.

ادامه مطلب …

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

چطور از این ۳ اشتباه وحشتناک هنگام مشاهده بازخورد منفی جلوگیری کنیم

اگر کسب و کارت رو به جلو باشد و دائما در حال پیشرفت کردن باشی امکان ندارد که با بازخوردهای منفی رو به رو نشده باشی.

می دانم زمانی که با بازخورد منفی ای مواجه می شوی اعصابت خورد می شود و دائما شروع می کنی از خودت سوال پرسیدن که آیا من کارم را درست انجام می دهم یا …

ادامه مطلب …

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

چطور از قدرت داستان در تبلیغ نویسی صفحه محصول استفاده کنیم

دوست یکی از دوستان من به خاطر نوع کارش زیاد مسافرت می رود.

بگذارید او را کامی بنامیم. کامی به تازگی برای شرکت در جلسه مهمی با مشتریانش به کیش رفته بود.

ادامه مطلب …

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

استراتژی قیمت گذاری که از جوردن بلفورت گرگ وال استریت یاد گرفتم

استراتژی قیمت گذاری موضوعی است که اگر آن را ندانی قطعا متحمل ضرر و زیان های زیادی خواهی شد.

با کمی جستجو ساده می توانی ده ها مقاله درباره استراتژی قیمت گذاری پیدا کنی اما تمام بر اساس الگوی قدیمی و اشتباه هست یا حداقل از نظر من اشتباه است.

استراتژی قیمت گذاری این مطلب بیشتر برای محصولات آنلاین مخصوصا آموزش مناسب است و در این مطلب کاری با قیمت گذاری محصولات فیزیکی مانند ماشین کاری نداریم. چون بعید می دانم کسی ماشینی ساخته باشد و هنوز برای آن قیمت تعیین نکرده باشد.

این استراتژی را از استادم جوردن بلفورت در دوره روانشانسی فروش مستقیم یاد گرفتم. پس اگر این مرد را می شناسی هیچ جایی برای فکر کردن باقی نمی ماند.

 

استراتژی قیمت گذاری که از جوردن بلفورت گرگ وال استریت یاد گرفتم

قانون اول: مهم نیست چقدر برای ساخت و تولید محصول زحمت کشیدید یا وقت گذاشتید.

می دانمی در وهله اول کمی بی انصافی به نظر می رسد اما اگر واقعا می خواهی در کسب و کارت رشد کنی بهتر است که با این قانون کنار بیایی. چون هر کسی فقط به خودش اهمیت می دهد پس اهمیتی ندارد ما درباره محصولمان چطور فکر می کنیم مهم این است که مردم درباره محصولمان چطور فکر می کنند.

 

قانون دوم: بر اساس تغییری که در زندگی شان ایجاد می کند قیمت گذاری کن.

درک این جمله شاید چند ماهی زمان بخواهد. هر محصولی را باید فقط بر اساس تغییری که در زندگی مشتری ایجاد می کند قیمت گذاری کنی. یعنی چی؟

یعنی اینکه اگر آموزش دفاع شخصی تولید کردی. نباید قیمت آن برابر با دیگر‌ آموزش ها باشد. چون در آن صورت هیچ شانسی برای موفقیت در بازار نخواهی داشت.

اجازه بده نگاهی به مخاطبین آموزش دفاع شخصی بیاندازیم:

  • افرادی که برای سرگرمی می خواهند یاد بگیرند
  • افرادی که می خواهد یک ورزشی را انتخاب کنند.
  • افرادی که کارشان خطرناک است و نیاز به آموزش دفاع شخصی دارند.
  • افرادی که قبلا توسط عده ای مورد آزار و اذیت و یا حتی تجاوز قرار گرفته اند.

طبیعتا هر قیمتی که برای محصول بگذاری ۲ دسته مخاطب اول احساس می کنند گران است و مدام سعی می کنند شما را قانع کنند که با تخفیف بیشتری دهید.

اما داستان برای ۲ دسته آخر بسیار متفاوت است. این دسته از افراد دقیقا می دانند چه چیزی با ارزشی را می خواهند بخرند و تنها نگرانی شان این است که محصول خوبی باشد و به قیمت اهمیتی نمی دهند.

اگر بخواهی ۲ دسته اول را مخاطب محصولت قرار دهی ۱۰۰٪ کسب و کارت نابود خواهش شد. چون آن ها واقعا به محصول نه اهمیت می دهند و نه پول اما برای ۲ دسته آخر داستان متفاوت است.

 

قانون سوم: اگر برگه فروش ندارید بهتر است به فکر فروش نباشید.

این مهمترین قانون هر فروشی است. اگر بهترین فروشنده دنیا در زمینه املاک را با بهترین فروشنده ملک جابجا کنید. هر دو فاجعه خواهند بود. اما چرا؟

چون هر کدام برگه فروش مختص به خودشان را در حوزه خودشان حفظ هستند به همین خاطر است که می توانند لقب بهترین فروشنده را بگیرند اما زمانی که آن ها را وارد حوزه دیگری می کنیم نمی توانند بفروشند چون به طور مثال برگه فروش ملک کاملا متفاوت با برگه فروش خودرو است.

تا به امروز برگه فروش های زیادی را برای شرکت های بزرگ و بعضی وقتها کوچک نوشته ام. اگر احساس می کنی محصول یا خدمات فوق العاده ای داری آن وقت می توانی سفارش برگه فروش اختصاصی کسب و کار خودت را دهی اما من یک قانون دارم: هیچوقت برای محصول یا خدمات بد نه تبلیغ نویسی می کنم و نه برگه فروش می نویسم.

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

چرا مشتری به محصولاتت بی توجه است و آن را نادیده می گیرد

خواندن این مطلب ۳ دقیقه زمان می خواهد و نخواندن آن سال ها شکست و رکود کاری به همراه خواهد داشت.

ادامه مطلب …

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

راز تبلیغ نویسی: در حالت مستی بنویس، در هوشیاری ویرایش کن، دیوانه وار بخوانش

این راز تبلیغ نویسی سال ها فاش نشد تا اینکه همینگوی ( نویسنده ) در یک شب پاییزی در جمع دوستانش تصمیم گرفت آن را فاش کند.

جای تعجب نیست که چقدر نویسندگی به تبلیغ نویسی نزدیک است.

ادامه مطلب …

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

چطور یک عطر یا ادکلن را با تبلیغ نویسی بفروشیم

یکی از بزرگترین دغدغه های جامعه امروز ما نداشتن ایده برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی است.

و این در صورتی است که بی نهایت محصول پر مصرف در اطرافشان وجود دارد که می توانند آن را از بازار با قیمت کم بخرند یا از طریق سایت علی بابا از چین سفارش دهند تا برایش بیاورند.

ادامه مطلب …

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

از تکنیک ذهن خوانی تا هیپنوتیزم احساسی در تبلیغ نویسی

سلام

فکر کنم تو هم از همان دوران کودکی عاشق این بودی که بتوانی ذهن مردم را بخوانی. اگر می توانستی این کار را کنی به نظرت چقدر احساس قدرت می کردی؟

گمانم خیلی زیاد.

حالا اگر هم می توانستی ذهنش را بخوانی و هم می توانستی هیپنوتیزمش کنی چه؟ احتمالا قدرتت از سوپرمن هم بیشتر می شد چون تا جایی که من یادم می آید سوپرمن هم این قدرت را نداشت.

اما امروز می خواهم این تکنیک را به تو یاد دهم. اما می دانی چه زمانی یک شاهکار تبلیغ نویسی خلق می شود؟

زمانی که بتوانی قبل از اینکه یک کلمه از دهان مشتری ات خارج شود، ذهنش را بخوانی و به لحاظ احساسی او را هیپنوتیزم کنی، برنده تو خواهی بود.

بگذار یک داستان معروف را برایت تعریف کنم:

 

الکس استرانگ صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده .

شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت.
متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یک دزد راه می رود ، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند ، پچ پچ می کند ،آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض کند ، نزد قاضی برود و شکایت کند.

اما همین که وارد خانه شد ، تبرش را پیدا کرد . زنش آن را جابه جا کرده بود.

مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک ادم شریف راه می رود ، حرف می زند ، و رفتار می کند!

همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم!

 

داستان جالبی بود مگر نه؟

اما نکته داستان را متوجه شدی؟ خط آخر… ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم!

هیچ آدمی قادر به دیدن تمام واقعیت نیست بلکه فقط برداشت خودش را از واقعیت می کند. و برداشتی که می کند را ۱۰۰% درست می پندارد.

تکنیک تبلیغ نویسی هم همین است :

تو نمی توانی ذهن مشتری ات را بخوانی ولی می توانی واقعیت را طوری بسازی که همان برداشتی را کند که تو می خواهی

 

تمام مردم شهر حاضر بودند قسم بخورند پیتر مهربان ترین مردی است که تا به حال وجود داشته.

اما از میان کل مردم شهر، پیرزنی غر غرویی بود که اعتقاد داشت پیتر آدم خوبی نیست.

بگذریم. پیتر با اینکه ساعت های زیادی در راه آهن کار می کرد اما همیشه وقت خالی برای به گردش بردن بچه های کوچک داشت.

بعضی وقت ها برای آن ها داستان میگفت و بعضی وقت ها برای آن ها بستنی می خرید.

آخه بچه ها عاشق بستنی خوردن بودند.

پیتر اگر یک روز با بچه ها بازی نمی کرد، احساس می کرد روز مزخرفی داشته است.

اما همچنان آن پیرزن بر این اعتقاد بود که پیتر آدم خوبی نیست چون از بچه ها سو استفاده جنسی می کرد و هیچکس به جز پیرزن معلول و از کار افتاده از این راز با خبر نبود…

 

با این داستان ذهنت را بازی دادم؟

تا جایی از داستان پیتر را مرد شریف و خوش اخلاقی نشان دادم که همه ی مردم شهر آن را دوست داشتند و پیرزن داستان را آدم بدجنس. اما در یک خط همه چیز تغییر کرد.

اگر می خواهی ذهن مخاطبت را به هر سمت و سویی که دوست داری ببری، همه چیز را برای او تصویر سازی کن.

تصویر سازی قدرتمندترین ابزاری است که در دست داری. سعی کنی تیترهای تبلیغی که می نویسی تا حد ممکن تصویر سازی شده باشد.

زمانی که کسی تیتر تبلیغ تو را خواند بتواند آن را ببیند، بشنود، لمس کند، عاشق شود.

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

اگر وب سایت

اگر وب سایت ات این یک کار انجام نمی دهد دیگر مهم نیست چه کاری دیگری انجام می دهد

اگر وب سایت داری باید بدانی هدف وب سایتت باید فقط یک چیز باشد و اگر این کار را انجام ندادی دیگر مهم نیست چه کاری انجام می دهی چون هیچ تاثیری نخواهد داشت.

از نظر من دنیای مجازی و کسب و کار های اینترنتی هیچ فرقی با دنیای فیزیکی و واقعی ندارد چون در آخر همین مردم واقعی هستند که خرید می کنند. پس من همیشه موضوعات کسب و کار اینترنتی را در دنیای واقعی بررسی می کنم تا ببینم واقعا چه کارهای جواب می دهد و چه کارهایی فقط نظریه و تکنیک بدرد نخور است.

کاری که وب سایتت باید انجام دهد این است

دقیقا درست متوجه شدی! باید مثل یک آهنربای اغوا کننده ای مخاطب را جذب کند.

خب حالا مخاطب را جذب کردیم بعدش باید چی کار کنیم؟

بگذار یک داستان تعریف کنم تا بهتر متوجه شوی.

تصور کن در یک مهمانی که صد ها نفر در آن حضور دارند شرکت کردی. بطور اتفاقی یک نفر را پیدا می کنی که به نظرت فوق العاده است.

شروع به صحبت کردن می کنی و بعد از اینکه مهمانی تمام شد هیچگاه نمی بینیش.

چه سناریو افتضاحی. مگر نه؟

این اتفاق هر روز برای وب سایت ما می افتد هزارن نفر بازدید کننده وارد آن می شوند و بعد دیگر یادشان می رود که اصلا ما یک روزی وجود داشتیم.

خب باید چی کار کنیم؟

برگردیم به فیلم. اگر در داستان فیلم بالا بودی چی کار می کردی؟

اومم شماره تلفن می گرفتی درسته؟

خب ما تو سایت هم همین کار را می کنیم. با درست کردن لندینگ پیج های مختلف می توانید اطلاعات تماس مخاطبین علاقه مندمان را دریافت کنیم. البته در سایت ما به جای شماره تلفن فقط آدرس ایمیل می گیریم. تا بتوانیم بعدا ها دوباره با مخاطبین مان ارتباط داشته باشیم.

 

سئو و بهینه سازی سایت به هیچ دردی نمی خورد اگر محتوا سایتت برای یک دوست نوشته نشده باشد.

اه فکر کنم الان کمی تعجب کردی. نه؟

حتما شنیده ای که باید حتما ربته اول را در گوگل داشته باشی تا بتوانی فروش خوبی داشته باشی اما بگذار خیالت را راحت کنم. خیر!

اجازه بده یک سوال ازت بپرسم

فکر کن تصمیم گرفتی ازدواج کنی. آیا اولین نفری که از خانه خارج شوی ببینی بهش پیشنهاد ازدواج می دهی؟ یا می گردی یک نفر را پیدا می کنی که دوستش داشته باشی؟

در کسب و کار اینترنتی هم همین موضوع صادق است. حتما از اولین سایتی که میبینی خرید نمی کنی. بلکه می گردی می بینی چه کسی پیشنهاد دوست داشتنی بهتری به تو می دهد.

به من نگاه کن. من برای تو مطلب می نویسم و تقریبا هیچ قانون سئو را هم رعایت نمی کنم.

چون برای من یک چیز مهم است: ارتباط من و تو !

 

رازی که دنیای کسب و کار اینترنتی من را به کل تغییر داد.

همانطور که در این مطلب خواندی من از جف واکر یاد گرفتم هر کاری که در دنیای مجازی انجام می دهی با این طرز فکر انجام بده که برای خانواده یا معشوقه ات انجام می دهی البته از لحاظ علمی 🙂

و نکته بعدی این است که تو نمی توانی همه را راضی نگه داری پس تنها کاری که باید انجام دهی این است که فقط طرفداران و علاقه مندانت را راضی نگه داری.

باز هم بر گردیم به دنیای واقعی.

اگر قرار باشد یک مسافرت بروی ترجیح می دهی با کسی که دوستش داری بروی یا کسی که از تو خوشش نمی آید؟

در دنیای مجازی هم همین موضوع صادق است. سایت تو آغاز یک سفر دو نفره است. تو و مخاطبت.

پس قطعا نمی خواهی این سفر لذت بخش را خراب کنی بخاطر اینکه می خواهی نشان دهی تو یک آدم فوق العاده از نظر همه هستی. چیزی که من در این چند سال فهمدیم این است که به هیچ عنوان نمی شود همه را راضی نگه داشت.

و از آن مهمتر این است که اصلا نباید همه را راضی نگه داشت و باید فقط علاقه مندان ات را راضی نگه داری.

 

 

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.