چگونه مانند حرفه ای ها تبلیغ کنیم

تبلیغ کردن برای کالاهایی که فروش امیدوار کننده ای ندارند وسوسه انگیز و البته کار اشتباهی است.

تبلیغات موجب مرگ محصولات بد می شوند. در عوض پول ها را خرج برنده ها کنید. این موجب بالاترین برگشت سرمایه گذاری می شود. در واقع می خواهید برای تولید شیرین ترین عسل بیشترین زنبور را جذب کنید.

 

سه نوع محصول عسل مانند وجود دارد که باید برای آن تبلیغ کنید :

 

دسته اول | پرفروش ترین محصولات :

این محصولات بیشترین درخواست را از سوی مردم دارند.

آنها را تبلیغ کنید و به خریداران این شانس و پیشنهاد را بدهید تا از دیگر محصولات و خدمات شما استفاده کنند. حتی می توانید با ارایه کوپن تخفیف و یا خرید به مشتریانی که پر فروش ترین محصولات را می خرند محصولات ضعیف تر را نیز تبلیغ کنید.

اما با محصولاتی که فروش کمی دارند پیشتازی نکنید چون تعداد کمتری مورد توجه نشان داده و خرید می کنند.

 

دسته دوم | محصولات رویایی :

حتی اگر تعداد کمی آن را بخرند ممکن است افراد بیشتری جذب آن شوند.

شاید بهترین و گران ترین محصول یا خدمات شما رویایی ترین خرید مردم در گروه کاری شما باشد. غبار خیال انگیز بهترین محصولات شما بر روی محصولات دیگر می نشیند و ارزش آن ها را زیاد می کند.

بهترین محصولات بیشترین سودآوری را دارند و باید باز هم کاری کنید تا به سهولت خریداری شوند.

در تبلیغات قانون نانوشته ای است که تبلیغ کننده ها همیشه با بهترین محصول شان شروع می کنند. اگر یک محصول متوسط را شاخص کنید قدرت فروش آگهی ها را کم می کنید و مردم کمتر رغبت می کنند تا محصولات شما را بخرند.

 

دسته سوم | یک پیشنهاد تشویقی‌ :

اگر قصد دارید برای ترغیب فروش محصولات یا خدمات خود تخفیف یا هدیه و یا تشویق پیشنهاد کنید بهتر است که این پیشنهاد را برای خرید مشتری اریه کنید. آن را در تبلیغات تیتر کرده و به تصویر بکشید.

باز هم اشاره می کنم پیشنهاد تشویقی باعث جلب توجه مشتری در خرید دیگر محصولات شما هم می شود.

 

تمام محصولات و خدمات را همسو کنید :

ما به طور غریزی نسبت به آدم های متملق سوءظن داریم حتی اگر چیزی را بگویند که می خواهیم بشنویم.

همچنین کسانی که حرف شان با رفتارشان یکسان نیست را دوست نداریم.  هنوز هم شرکت ها و برندهایی هستند که این خطا را مدام انجام می دهند.

در تبلیغات چیزی را تغهد می کنند اما محصول یا خدمات دیگری را تحویل می دهند.

به طور مثال :

  • شرکتی که خدمات مراقبت از سالمندان و بیماران با ادعای داشتن برتری نسبت به دیگران اریه می کند اما در پشت تلفن اپراتوری هست که همه چیز هست به جز اینکه مفید و مودب باشد
  • غذا در منو خیلی خوشمزه به نظر می رسد اما در بشقاب بد
  • فردی درباره میلیونر کردن شما صحبت می کند آنگاه ویدیو را در اتاقی فقیرانه ضبط کرده است
  • سخنگوی شرکت خیلی تمیز و خوش تیپ است اما طراحی بسته بندی محصول قدیمی است
  • تعهد برند شخصی است اما نام برند شرکتی است
  • لوگوی تبلیغ با لوگوی وب سایت متفاوت است
  • و….

هر تجربه از شرکت شما برای مشتری بالقوه یک پیام است. پیام ها می توانند به یک پیام قدرتمند یا یک تعهد تبدیل شوند یا اینکه همدیگر را به زیر بکشند و سردرگمی ایجاد کنند.

 

تعهد کمتر تحویل بیشتر :

اگر بیش از چیزی که ارایه می کنید تعهد بدهید به مشتریان می آموزید که به ارتباطات شما اعتماد نکنند.

اگر به انداز تعهدات و بیشتر تحویل دهید موجب خوشحالی مشتریان خواهید شد و وقاداری آن ها را به دست خواهید آورد. از شما انتظار دارند که بهترین کاری که از دستتان بر می آید را انجام دهید اما مراقب باشید که اوضاع را خراب نکنید.

 

در گروه تلگرام ما می توانی عضو شوی و هر سوالی که داری بپرسی.

آیا تبلیغات راه حل کاهش فروش است؟

کاهش فروش داشته ایم آیا باید تبلیغ کنیم ؟

منطقا کار خوبی است! مردم اگر از محصول یا خدمات شما اطلاع یا شناخت کافی نداشته باشند از آن ها استفاده نخواهند کرد.

اگر محصول و پیشنهاد تشویقی خوب با پول کافی برای تبلیغ کردن در میان این همه تبلیغات فراوان دارید پس تبلیغ کنید تا آگاهی و شناخت مشتریان از محصولات شما بیشتر شود.

 

اگر می خواهید بحاطر کاهش فروش تبلیغ کنید اولین قدم این است که علت کاهش فروش را شناسایی کنید.

 

اگر کاهش فروش به خاطر زمان نامناسب برای خرید کالا بوده بهتر است پول هایتان را خرج نکنید تا در زمان مناسب برای تبلیغات هزینه کنید.

بطور مثال در فصل گرما می توانید برای فروش باروی برف کلی تبلیغ کنید و حتی ممکن است فروش هم داشته باشید اما عقل حکم می کند که تا اواخر فصل پاییز صبر کنید. بیشتر مشاغل یک نقطه افزایش فروش فصلی دارند که مناسب ترین زمان برای تبلیغ کردن است. ( شغل شما چطور؟‌)

 

 

بهتر است پیش از شروع فصل خرید یعنی زمانی که مردم در فکر خرید هستند تبلیغ کنید.

اگر کاهش فروش بخاطر مشکل محصول است بهتر است تا برطرف کردن مشکل تبلیغات را موقتا قطع کنید در غیر این صورت افراد بیشتری پس از خرید مخصول شما تجربه بدی از آن بدست می آورند که در نهایت موجب کاهش فروش در دراز مدت و خدشه دار شدن اعتبار برند می گردد.

شاید باورتان نشود اخبار بد به چه سرعتی بین مشتریان پخش می شود.

اگر کاهش فروش به خاطر کیفیت پایین تبلیغات باشد بهتر است تا ساحتن تبلیغات بهتر آن ها را متوقف کنید.

 

تبلیغات بد و بی کیفیت می تواند تا ۵۰ درصد فروش را کاهش دهد

باید نشانه های مثبت و منفی جزییات دیداری و گفتاری موثر در آگهی ها را بررسی کنید. شاید آگهی ها تهاجمی یا برای اعصاب آزاردهنده باشند که در آن صورت مشتریاب با کیف پولشان جواب آن ها را می دهند.

 

چطوری بفهمیم تبلیغات مان خوب است یا خیر :

یک روش ساده برای بررسی تاثیر تبلیغ روش درخواست کاری از مردم است که بیش از ۱۰۰ سال است که از آن استفاده می شود.

اساسا وجود Landing Page ها یا صفحات فرود برای همین موضوع است.

ما تبلیغ می کنیم و بازار هدف را وارد صفحات فرود می کنیم. حالا در آنجا از آن ها درخواست وارد کردن ایمیل شان را می کنیم. هر چه تعداد ایمیل های وارد شده بیشتر باشد نشان می دهد تبلیغات ما موثر تر بوده است.

شما همین کار را برای عضویت در گروه تلگرام نیز می توانید انجام دهید.

 

آیا مشتریان از تکرار زیاد آگهی خسته می شوند‌؟

در مواردی ممکن است مشتریان از تکرار زیاد آگهی ها خسته شده باشند. برای مثال اگر لیست مشتریان اشکال داشته باشد ممکن است یک آگهی چند بار به مشتریان اصلی ارسال شود. در چنین مواردی باید تکرار تماس را کنترل کنید.

با تحقیق می توانید علت عدم کارایی تبلیغ را بفهمید. تبلیغاتی که غیر منتظره باشند و به طور مداوم به روز شوند می توانند سال ها بدون کهنه شدن اجرا شوند.

اما اگر مشتریان از دیدن آگهی ها خسته شده باشند تکرار بیشتر موجب دلزدگی آنها می شود. یک نمونه از شرکت هایی که همیشه بهترین تبلیغات را انجام می دهد شرکت Nike است.

 

 

فیلم کامل این درس در کلوپ وجود دارد

 

در گروه تلگرام ما می توانی عضو شوی و هر سوالی که داری بپرسی.

بازار هدف در بازاریابی و یا تبلیغات چیست

تلاش برای فروش کالا به هر کسی کار سودآوری نیست. 

شاید بتوانید مردها را متقاعد کنید که لوازم آرایش زنانه بخرند اما بازگشت هزینه ای که صرف تبلیغ آن می کنید منفی خواهد بود.

خیلی بهتر است که لوازم آرایش را به زنان یا دخترانی جوانی که به دنبال مد بوده و مصرف کننده اصلی هستند بفروشید.

 

بازار هدف : مشتریان بالقوه ای هستند که با بیشترین احتمال کالای شما را خریداری می کنند. این مشتریان موجب سود و زیان شما در کسب و کارتان شده و ضامن بقای شما در تجارت هستند. بازار ثانویه مشتریانی هستند که به اندازه گروه اصلی اهمیت ندارند و ممکن است از برند شما انتظار متفاوتی داشته باشند.

 

برای سود بردن از بازاریابی باید حتما یک بازار هدف مشخص داشته باشید یعنی اکثرینی که از کالای شما استفاده میکنند.

بازار هدف مشتریانی هستند که موجب سود و زیان شما می شوند و بدون آن ها هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. البته بازار های دوم و سوم هم هستند که به اندازه بازار هدف اهمیت ندارند.

برای نمونه در آمریکا معمولا بیشترین لباس زیر مردان را- زنان برای همسر یا پسرشان می خرند. زنان و مادران بازار اصلی ( بازار هدف ) در خرید زیرپوش مردانه هستند.

درک این موضوع مهم است چون بر اساس عقاید و انگیزه های متفاوتی که افراد دارند باید در رسانه های مختلف برای آن ها تبلیغات متفاوتی ارایه شود.

 

یکی از مهمترین تصمیمات بازاریابی مشخص کردن مشتریان بازار هدف است.

نمی توانید تمام بازارها یا حتی دو بازار متفاوت را با هم داشته باشید. برای مثال مادر ها چیزی را دوست دارند که نوجوانان آن را دوست ندارند. ممکن است آماتورها چیزی را دوست داشته باشند که حرفه ایی ها حتی برای استفاده از آن خجالت بکشند.

گاهی اوقات فقط باید انتخاب کنید. نمی توانید همه را راضی نگه دارید.

 

در مورد رقیب هایمان چطور ؟

ما در دورانی زندگی می کنیم که برای برآوردن یک نیاز مشتری چندین کالا یا خدمات مشابه وجود دارد. گاهی اوقات رقابت بر سر جذب مشتریان رقیب است.

برای نمونه در تعویض روغن ماشین یکی از رقبا روغنی تولید می کند که خریداران بتوانند بدون نیاز به تعمیرگاه از آن استفاده کند.

گاهی اوقات بازار شما شغلی است که در آن فناوری های مختلفی به کار رفته است.

 

برای تمیز کردن خانه ام باید جاروبرقی بخرم یا یک کارگر ساده استخدام کنم؟

 

به طور کلی مشتریان تمایل دارند که نیازشان را از بین دسته کوچکی از تولیدات و یا خدمات و عرضه کنندگان و برندهای مشابه انتخاب کنند.

به این دسته مجموعه ملاحضه شده گفته می شود که در آن رقبا به مشتریان یکدیگر جشم دارند. شاید از دانست اینکه مشتریان چگونه انتخاب هایشان را دسته بندی می کنند و اینکه رقبای اصلی چه کسانی هستند تعجب کنید.

دانستن این نکته تاثیر عمده ای بر ارتباطات بازاریابی شما دارد.

 

فیلم کامل این درس در کلوپ وجود دارد

 

در گروه تلگرام ما می توانی عضو شوی و هر سوالی که داری بپرسی.

۷ دلیلی که باید همین الان عضو کلوپ شوید

بسیاری از دوستان در گروه تلگرام و یا از طریق منو تماس با ما سوال می پرسیدند که کلوپ چه فرقی با محصولات دیگر دارد.

به همین دلیل سعی دارم یک مقاله ای بدور از تعصب و یا هر جیز دیگری درباره کلوپ بنویسم.

 

دلیل اول | کسی DVD را تا آخر نمی بیند :

طبق تجربه ای که در سالیان متمادی بدست آوردم متوجه شدم زمانی که کاربران محصولی را بصورت پک و یا همان DVD تهیه می کنند به احتمال ۹۰٪ هیچگاه تمام درس ها را مشاده نمی کنند و اکثر پک ها را نیمه کاره رها می کنند.

که همین موضوع باعث می شود احساس کنند استعداد کافی برای موفقیت ندارند.

باید می توانستم این مشکل را حل کنم چون خود من هم در سالیان گذشته دقیقا همین مشکل را داشتم.

به همین دلیل تصمیم گرفتم کلوپ را راه اندازی کنم. در کلوپ درس ها با چیدمان و فاصله مشخصی قرار می گیرند بعد از هر دو درس یک آزمون برگزار می شود که اطمینان پیدا کنیم دوستان بر مباحث گذشته کاملا مسلط هستند.

 

دلیل دوم | باید استاد می شدید :

چه کار خدماتی داشته باشید و چه تولید محصول داشته باشید می بایستی که استاد بازاریابی و فروش شوید.

چون بدون فروش قطعا شما هیچ درآمدی نخواهید داشت. به طور مثال شخصی که آتلیه عکاسی دارد اگر نتواند خدمات خودش را به مشتریان بفروشد ورشکسته میشود.

اگر شما محصولی را نیز تولید کرده باشید و یا بخواهید تولید کنید باز می دانید برای اینکه بتوانید درآمد عالی داشته باشید باید بتوانید محصول تان را به تعداد زیادی بفروشید.

پس در هر دو حالت نیاز به تکنیک ها و استراتزی های بازاریابی و فروش و تبلیغ نویسی احساس می شد.

 

اگر می خواستم ده ها پک درون وبسایت قرار دهم طبیعتا احتمال داشت زمان خرید کمی سردرگم شوید که به کدام پک احتیاج دارید و حتی شاید هم اشتباه می خریدید. به همین خاطر کلوپ تاسیس شد تا تمام فیلم ها و آموزش ها با هدف مشخصی در یک جا جمع شوند.

زمانی که در کلوپ عضو شوید قطعا می توانید در ۳ ساعت اول سایت فروشگاهی تان را راه اندازی کنید و در ۲ ماه بعد در صفحه اول گوگل باشید. و بعد از آن با آموزش های بازاریابی می توانید مخاطبین خود را پیدا کنید و سپس فروش را ‌آغاز کنید.

 

 

دلیل سوم | کلوپ خیلی ارزان است :

اطمینان دارم تا به امروز پک های مختلفی را خریداری کرده اید. شاید به واسطه آن ها مهارت هایی را پیدا کرده باشید اما قطعا درآمد میلیونی خوبی ندارید یا حداقل درآمدی که واقعا لایقش هستید را ندارید.

اگر یک دو دو تا چهارتا ساده کنید متوجه می شوید که تا به حال هزینه خیلی زیادی را صرف خرید آموزش کرده اید اما هیچکدام از آموزش ها نتوانسته اند‌ درآمد فوق العاده ای را برای شما تضمین کنند.

اما هدف کلوپ تنها یک چیز است :

و آن این است که بتوانی هر چیزی را به هر کسی بفروشی. می دانیم که تنها با فروش می توانیم درآمد عالی داشته باشیم.

 

 

دلیل چهارم | کلوپ انتها ندارد :

شاید چند سالی می شود که همیشه ایده تولید یک محصول زنده را داشتم. محصولی که بتواند به مانند انسان رشد کند.

هیچ محصولی در حالت پک یا DVD نمی تواند زنده بماند چون به محض اینکه استراتژی تغییر کند آن محصول بی ارزش می شود. به طور مثال شما آموزش فوتوشاپ را بصورت دی وی دی خرید کرده اید. آموزش بی نظیری هم هست اما سال بعد فوتوشاپ یک آپدیتی می دهد که دیگر نمی توانید با همان محصول به نتیجه مشابه برسید.

اما کلوپ اینطور نیست.

کلوپ بصورت دایمی آپدیت می شود و هر تکنیک و یا استراتژی جدید که شکل بگیرد سریعا به صورت یک درس تصویری یا همان ویدیویی قرار می گیرد.

البته همین موضوع اجباری شده است که هیچ کتاب جدیدی را از دست ندهیم. ما برای اینکه بتوانیم کلوپ را در بالاترین کیفیت نگه داریم بهترین و کامل ترین موضوعات را در آن قرار می دهیم.

 

 

دلیل پنجم | من می دانم خدا هست :

من می توانم تبلیغی را بنویسم که با دیدنش مجاب شوید هر چیزی را بخرید و در این کار خیلی مهارت دارم.

برای شرکت ها و تولید کننده های مختلفی هم تبلیغاتی را نوشته ام که باعث شد حجم بالایی از محصولاتشان در کمتر از یک هفته بفروش روند.

تبلیغات تا حد زیادی می تواند روی ذهن و تصمیم تان تاثیر بگذارد. اما من نمی خواهم با تبلیغات کلوپ را بفروشم !

 

زمانی که کسی مبلغی را بابت آموزشی پرداخت می کند ما وظیفه داریم محتوایی بسیار حرفه ای را تولید کنیم در غیر این صورت ما کلاهبردار محسوب می شویم یا خیلی واضح تر بگویم دزد می شویم !

نمی خواهم جانماز آب بکشم اما خدا را قبول دارم و به وجود آن دنیا هم اعتقاد دارم پس به هیچ عنوان آموزشی را تولید نمی کنم که حتی برابر با قیمت خود کلوپ باشد.

آنقدر آموزش ها و خدمات بیشتری را در کلوپ قرار می دهم که همیشه وجدانم راحت باشد اگر کسی به من یک واحد پول پرداخت کرد من ۱۰ برابر بیشتر به او سود رساندم.

 

دلیل ششم | هر ماه ۲.۵ میلیون تومان بک لینک :

هر هفته ما بهترین و با کیفیت ترین بک لینک ها را بصورت آماده در کلوپ قرار می دهیم. بک لینک هایی که اگر شرکت های SEO بخواهند برای شما بسازند چیزی حدود ۶ تا ۱۵ میلیون تومان دریافت می کنند.

 

دلیل هفتم | ۳۶۰ روز گارانتی بازگشت وجه :

تا به حال تو عمرم چیزی را به این محکمی ضمانت نکرده ام. بقدری از کیفیت و آموزش های کلوپ اطمینان دارم که ۳۶۰ روز ضمانت بازگشت وجه برای کلوپ قرار داده ام.

یعنی اگر در این یک سال چندین برابر هزینه ای که بابت کلوپ می نمایید را به واسطه آموزش های آن بدست نیارید به شما اطمینان می دهم بدون کوچکترین سوالی و در کسری از ثانیه کل وجه را بصورت کارت به کارت برایتان واریز می کنم.

 

اگر سوالی ذهن شما را درگیر کرده است حتما در بخش دیدگاه های همین مقاله بیان کنید.

رائفی پور اسطوره تولید محتوا یک دهه اخیر ایران

استاد علی اکبر  رائفی پور را با اطمینان می توان اسطوره تولید محتوای یک دهه اخیر ایران دانست.

 

تولید محتوا آن چیزی نیست که شما فکر می کنید :

اکثر افراد فکر می کنند تولید محتوا یعنی نوشتن مقاله برای سایت اما تولید محتوا بسیار بیشتر و بزرگتر این چیز ها است.

تولید محتوا می تواند به یکی از اشکال زیر در بیاید:

  • تولید محتوا متنی
  • تولید محتوا ویدیویی
  • تولید محتوای صوتی ( پادکست )
  • تولید محتوا از جنس بازی سازی
  • تولید محتوا از جنس عکس
  • تولید محتوا از جنس کاریکاتور
  • تولید محتوا از جنس نقاشی
  • تولید محتوا از جنس انیمیشن
  • و…

من تولید محتوا می کنم تا محصول بفروشم اما او تولید محتوا میکند تا مردم را نجات دهد :

با تولید محتوا می توانی هر چیزی را به هر کسی که می خواهی بفروشی بطور مثال هدف تولید محتوا در اکثر وب سایت های ایرانی از جمله خود ما فروش محصولات است ( چرا دروغ بگوییم !‌)

و در بیشتر در دنیا هم تولید محتوا را به عنوان قدرتمندترین ابزار بازاریابی می دانند.

اما چند سال پیش به طور اتفاقی شخصی را شناختم که از تولید محتوا برای مقاصد دیگری استفاده می کرد که به طور کل من را شوکه کرد.

استاد  رائفی پور کسی بود که از تولید محتوا ( در قالب متن. فایل صوتی . فیلم و… ) برای جنگیدن با محتواهای مسموم تولید شده برای ایرانیان استفاده کرد.

 

هیچکس به اندازه او استادانه تولید محتوا را شروع نکرد :

یکی از نکات ستودنی درباره  رائفی پور این است که در تولید محتوا صبر و شکیبایی زیادی از خود نشان داد. چندین سال پیش با موضوع آگاه سازی مردم نسبت به شیطان پرستی فعالیت خودش را شروع کرد.

اما چرا این کار را کرد :

زیرا این موضوع برای مردم بسیار جذاب بود و به واسطه این توانست جوانان زیادی را جذب کند.

 

رائفی پور قطعا می توانست یک میلیارد واقعی باشد :

یکی از موضوعاتی که باعث می شود من این مرد بزرگ را بشدت دوست داشته باشم این است که او قطعا می توانست یکی از ثروتمند ترین افراد ایران باشد اما این کار را نکرد.

چندین میلیون جوان ایرانی طرفدار سر سخت او هستند و کافی بود استاد رائفی پور یک محصول ۱۰۰ هزار تومانی تولید کند. حداقل ۱ میلیون نسخه از آن در کمتر از یک ماه فروخته می شد. یعنی ۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان !

گذشتن از این پول شوخی نیست !

 

چرا هیچکس مثل او نیست :

علت موفقیت روز افزون رائفی پور استفاده از تکنیک روایت داستان است. امکان ندارد به یکی از سخنرانی های طولانی او گوش دهید و خسته شوید دقیقا بر عکس بسیاری از افراد دیگر که تا ۵ دقیقه پای حرفشان می نشینی سریعا می خواهی فرار کنی.

یک نمونه از سخنرانی ها : حتما گوش دهید

روایت عهد ۵۳ «نقد فیلم ایکس من:آخرالزمان»

 

الهام بخش است چه در سبک زندگی و چه در تولید محتوا :

چه برای زندگی شخصی تان و چه برای استراتژی های تولید محتوا می توانید از او الهام بگیرید. در هر دو این مورد فرد ستودنی است.

 

در گروه تلگرام ما می توانی عضو شوی و هر سوالی که داری بپرسی.

 

تجهیزات مورد نیاز برای تولید محتوا ویدیویی

زمانی که وارد دنیای کسب و کار اینترنتی می شوی خیلی سریع متوجه می شوی که محتوای ودیویی حرف اول را در تولید محصولات پرفروش می زند.

 

چرا محتوای ویدیویی تا این حد مهم است :

شاید تا ۱۰ سال پیش تولید یک کتاب الکترونیکی یا پادکست می توانست مخاطبین بسیار زیادی را جذب محصولاتت کند اما امروز یکم داستان فرق کرده است.

اگر یک نگاهی به پرفروش ترین و یا ثروتساز ترین محصولات آنلاین بیاندازی خیلی راحت متوجه می شوی که تماما محتوا ویدیویی هستند.

امروز مردم عاشق ویدیو هستند. کافی است نگاهی به اینستاگرام بیاندازی تا متوجه شوی چرا ویدیو ها تا این جذاب شده اند.

 

خودت را بگذار جای مشتری :

اگر خودت جای مشتری بودی و می خواستی آموزشی را در یک زمینه خاص بخری بیشتر مایل بودی این آموزش را در قالب کدام یک از حالات زیر دریافت کنی

  • کتاب الکترونیکی
  • کتاب چاپی
  • فایل صوتی (پادکست )
  • ویدیو

درست است خودت هم عاشق این هستی که یک آموزش را در قالب ویدیو تهیه کنی. چون در ویدیو هم از لحاظ شنیداری و هم از لحاظ دیداری می توانیم موضوعی را بهتر درک کنیم.

و این قابلیتی است که هیچ کدام از حالات بالا ندارند. پس دیگر لازم نیست از اهمیت محتوای ویدیویی بیشتر صحبت کنم.

 

حالا برای اینکه بتوانی محتوای ویدیویی فوق العاده با کیفیتی را بسازی نیازمند یک سری از تجهیزات هستی که من در این مقاله می خواهم تمام تجهیزات مورد نیازت را بگویم.

 

تجهیزات مورد نیاز برای تولید محتوا ویدیویی

 

دوربین فیلمبرداری :

اساسا خیلی جاها است که می خواهیم مستقیم روبروی دوربین قرار بگریم و شروع به صحبت کردن یا آموزش دادن کنیم.

محصولات آنتونی رابینز یا برایان ترسی و … را دیده ای؟

بله درست است از همین استراتژی استفاده می کنند.

اما بهترین دوربین ها برای ساخت محتوای ویدیویی کدام ها هستند :

 

۱-دوربین فیلمبرداری سینمایی :

دوربین هایی مانند C100 Mark II یکی از بهترین گزینه های برای ساخت محتوای ویدیویی هستند که اکثر افراد حرفه ای از آن استفاده می کنند. اما کمی قیمت این دوربین ها بالا است.

ولی از لحاظ کیفیت فوق العاده حرفه ای هستند و سیستم های رنگی متفاوتی را در اختیارت قرار می دهند.

 

۲-دوربین DSLR برای فیملبرداری :

دوربین های DSLR اساسا برای عکاسی طراحی شده اند اما قابلیت های حرفه ای فیلمبرداری نیز در آن ها قرار گرفته است.

با یک دوربین مانند Canon 60D یا ۷۰D به راحتی می توانی فیلم با کیفیتی بسازی.

 

۳-دوربین های کامپکت پیشرفته :

دوربین های کامپکت پیشرفته یکی از محبوب ترین گزینه ها برای کسانی است که محتوای ویدیویی می سازند زیرا هم قیمت مناسبی دارند و هم کیفیتی فوق العاده ای به شما می دهند.

اگر نگاهی به ویدیوهای سایت یوتیوب بیاندازی متوجه می شوی که بیش از ۶۰٪ از تولید کننده های محتوای ویدیویی از این دوربین ها استفاده می کنند.

برندهای کانن و سونی در این زمینه پیشتاز هستند و بهترین دوربین های کامپکت پیشرفته را تولید می کنند. اگر سری به دیجی کالا بیاندازی میتوانی ده ها مدل پیدا کنی که یکی را با توجه به بودجه مورد نظرت انتخاب کنی.

 

۴- فیلمبرداری با دوربین موبایل :

امکان ندارد بتواند قدرت و کیفیت فیلمبرداری دوربین های موبایل امروزی را نادیده گرفت. تقریبا هر چیزی که برای تولید محتوای ویدیویی لازم دارید را یک موبایل هوشمند در اختیار شما می گذارد.

امروز بقدری فیلمبرداری با موبایل محبوب شده است که چند تا از کارگردان خوب ایران هم فیلم های سینمایی را فقط با دوربین موبایل ساختند.

 

وسایل نورپردازی برای تولید محتوای ویدیویی :

نمی خواهم درباره تجهیزات نوپردازی گران قیمت ساخت فیلم سینمایی برای جشنواره کن صحبت کنم.

یکی از ساده ترین کارهایی که می توانید انجام دهید این است که یک سر به فروشگاه های لوازم الکتریکی بزنید و چند تا لامپ کم مصرف بخرید و آن ها را این گونه نصب کنید.

در این صورت می توانید نور خیلی خوبی را برای ویدیو تان داشته باشید.

اما پیشنهاده ساده تری هم دارم :

 

برای اینکه بتوانی یک ویدیوی فوق العاده با کیفیت و با نور عالی داشته باشی حتما لازم نیست که تجهیزات نورپردازی را بخری. کافیست کنار پنجره با زاوید ۴۵ درجه بایستی و ویدیوت را ضبط کنی. نور در این حالت عالی است.

اوایل کار مدام از سیستم های نورپردازی استفاده می کردم اما به مرور زمان متوجه شدم فقط با یک پنجره می توان نور بهتری را نیز دریافت کرد و در نتیجه ویدیوی خیلی طبیعی تر را نیز می توان ساخت

 

جمع بندی :

طبق تجربه من – مردم تمام وسایلی که برای ساخت محتوای ویدیویی لازم دارند را در اختیار دارند. اما همیشه بهانه تراشی می کنند تا به نحوی از زیر ساخت ویدیو فرار کنند.

می دانی چرا ؟

ترس از قضاوت شدن توسط مردم را دارند.

ولی اگر بر این ترس الکی نتوانی غلبه کنی قطعا میلیون ها تومان ماهیانه از دست خواهی داد. پس یک بار برای همیشه به خودت بگو : گور بابای ترس ! من شروع می کنم و روز به روز بهتر می شوم

 

در گروه تلگرام ما می توانی عضو شوی و هر سوالی که داری بپرسی.

چه طور یک کار آفرین حقیقی را از یک کارآفرین دروغی تشخیص دهید؟

همه ی ما جدا از نوع کسب و کارمان ؛ چه کار آفرین باشیم و چه در حال آماده شدن برای کارآفرینی , برای رشد کردن نیاز داریم که تعدادی از کارآفرین ها و بزرگان رشته ی خودمان را بشناسیم.

خوب همیشه یکی از توصیه هایی که از آقای برایان تریسی در یکی از همایش هاشون یاد گرفتم رو به بقیه میکنم , این که ببینید افراد موفق در رشته ی شما چه کاری انجام میدهند؟

شما هم همون کار رو انجام بدید ولی این فقط برای شروع کردن کافیه , برای جذب بازار شما باید از اون شخص هم بهتر باشید , به نوعی ایرادات کارهای آن شخص یا اشخاص رو برطرف کنید

و خودتون یک ورژن بهتر از اون کسب و کار رو بسازید , چرا که نه؟ما زاده شده ایم تا بهترین اتفاق ها را تجربه کنیم , بهترین زندگی را داشته باشیم و از وقت و زندگیمان لذت کافی را ببریم.

وقتی که ما شروع میکنیم به جست و جوی افراد  موفق در زمینه های کاری خودمون به راحتی و با حدودا ۱۰ دقیقه سرچ از طریق گوگل این اشخاص را راحت میتونیم پیدا کنیم.

طبعا ما سعی میکنیم به واسطه ی سایت , گروه و یا کانال تلگرام با رهبر این کسب و کار ارتباط برقرار کنیم.

موردی که خیلی افراد از آن میترسند این است که سوال کنند , بله درست است ؛ افراد میترسند که سوال کنند.

تنها روش پولدار شدن سریع

آنتونی رابینز , بزرگترین مربی موفقیت و انگیزشی تاریخ جمله ای بسیار زیبا را در این مورد به ما میگوید:

موفقیت همیشه آثار خود را به جای میگذارد.

معنی این جمله خیلی ساده میباشد و یعنی این که قبل از شما افرادی بوده اند که این مسیر را طی کرده اند و اگر به موفقیت رسیده اند , پس نشانه هایی برای شما هم هست که موفق شوید.

به عنوان مثال بیل گیتس که در حال حاظر دومین فرد ثروتمند دنیا میباشد , در خاطرات خود میگوید من همیشه یکی از الگوهای زندگی خودم رو “وارن بافت” (سومین فرد ثروتمند دنیا در حال حاظر)

قرار دادم و همیشه از او در مورد موفق شدن و سرمایه گذاری در بازارهای مختلف تجاری و یا حتی تصمیمات تجاری شرکتم از او سوال میکردم و نظر او را میپرسیدم.

و همین سوال و پرسش و پاسخ های زیاد باعث شد که من از الگوی خودم بهتر و ثروتمند تر شوم.

بیل گیتس و وارن بافت

اما مساله ای که در اینجا مطرح میشود این است که وقتی کارآفرین بزرگی مثل بیل گیتس یک الگوی مشخص دارد , شما میتوانید بدون داشتن الگو و سوال کردن از او به راه موفقیت دست پیدا کنید؟

طبعا جواب این سوال در بیشتر موراد نه میباشد ولی شاید شما با سعی و خطای زیاد و شکست های فراوان بتوانید مسیر واقعی و درست را پیدا کنید.

که روشی بسیار سخت و طاقت فرسا و از همه مهم تر زمان بر و گاها فوق العاده گران است , پس پیدا کردن الگو در رشته ی خودتون و پیشروی از مسیر موفق آن شخص

و بهتر شدن از الگوی شما همیشه یک مسیر بهتر و جایگزین و میانبری فوق العاده برای دستیابی به موفقیت است.

اما امروزه که هر کسی تقریبا کسب و کاری دارد و عینک کارآفرینی به چشم زده و میگوید من در رشته ی کاری خودم بهترین هستم , اولین هستم و کارآفرینی فوق العاده مثل من پیدا کرده اید و خوشحال باشید:

چرا که من خدمات و محصولات خودم را با منتی زیاد به شما میدهم و شما هم با اشتیاق فراوان از من خرید میکنید که محصولی بی نظیر خریده اید:

ما از کجا باید تشخیص دهیم که آیا شخص مورد نظر واقعا کارآفرینی خوب و آدمی صالح همچون وارن بافت است که به شاگرد خودش کمک میکند که از خودش بهتر شود ؛

یا این که از آن دست از افرادی است که عینک کارآفرینی به چشم میزند و یک ژست پرفوسور معابانه به خود میگیرد و سعی در فریب شما دارد.

در اینجا میتوان مردم را به سه دسته تقسیم کرد:

Seth Godin

دسته ی اول:اشخاصی امثال وارن بافت , بیل گیتس , دارن هاردی, ست گادین(عکس بالا) , آنتونی رابینز و … هستند که علمشان را بدون چشم داشتی به دیگران انتقال میدهند و این که اگر کسی از آن ها بهتر شود ترسی ندارند.

غول بازاریابی شبکه های اجتماعی شوید

دسته ی دوم:اشخاصی با همان عینک کارآفرینی هستند و هدفی جز گمراه کردن شما و درآوردن پول شما از جیبتان ندارند و با آن پول به سفرهای دور دنیا , میروند , تفریحات زیادی میکنند ؛

و همیشه سعی میکنند شما را درگیر فکر و خیال و آرزو نگه دارند تا شاید شما هم روزی کارمند آن ها شوید و در کنار آن ها باشید.

این دست از افراد نه تنها چشم دیدن موفقیت دیگران را ندارند , بلکه از موفق شدن شماها نیز به شدت وحشت دارند , چرا که فکر میکنند اگر شما از آن ها بهتر شوید آن ها بازارشان را ازدست میدهند.

آن ها اساسا شما را از قصد و به عمد به سمت اشتباه راهنمایی میکنند تا همیشه تشنه ی محصولات و خدماتشان بمانید این اشخاص افرادی مثل دوستان شما در دوره ی مدرسه و یا دانشگاه هستند که

از صبح تا شب وقتشان را صرف درس خواندن میکردند و در روز امتحان میگفتند که “ما یک خط هم درس نخوانیدم و امروز با بدترین نمره این درس را میوفتیم”

اما بعد از آمدن نمرات بالاترین نمره ی کلاس یا حتی کل ورودی را میگرفتند , پس احتمالا بارها با آن ها سر و کار داشته اید و از نزدیک آن ها را دیده اید.

و دسته ی سوم که کلا اشخاصی هستند که شما کمتر با آن ها در فضاهای مجازی برخورد میکنید و یا اگر برخورد کنید اطلاعات زیادی نمیتوانید از آن ها به دست بیاورید ,

این دسته از افراد خسیس علمی هستند و به هیچ وجه علم خودشان را در اختیار دیگران قرار نمیدهند و افرادی به شدت مغرور و منزجر کننده هستند.

اشخاصی که فکر میکنند اگر شما حتی یک خط از علم آن ها را بدانید کارشان تمام است و دنیا به آخر میرسد ؛ در اصل این افراد به توانایی های خود اطمینان ندارند و در عین حال از پیشرفت شما به شدت ترس دارند.

در دوره ی کارشناسی در دانشگاه دوستی داشتم که قصد خواندن دوره ی ارشد را به صورت جدی داشت ؛ مشاوره های اختصای میرفت و با اساتید بزرگ در ارتباط بود و از همه ی ما بیشتر درس میخواند,

با ما به گردش و حتی نمایشگاه کتاب می آمد ولی کتاب هایی که برای مطالعه نیاز داشت را جلوی ما خریداری نمیکرد که ما اسم کتاب ها را ندانیم و آن کتاب ها را نخوانیم که بعدا رقیب خود او باشیم , او حتی اسم کلاس ها و کتاب هایی که میخواند را به هیچ کسی نمیگفت

و این روند را تا زمان اعلام نتایج ادامه داد , او بهترین رتبه را در بین کنکوری های آن سال کسب کرد ولی آیا واقعا چنین کاری در قرن ۲۱ و با دوستان درست است؟به نظر شما موفقیت با این روش تا کجا میتواند ادامه پیدا کند؟

قضاوت این مورد با خود شما…

ما در این مقاله با دسته ی خسیس های علمی کاری نداریم , چرا که هیچ وقت از آن ها چیزی به شما و دیگری نمیرسد خصوصا تا وقتی که منافع خودشان در میان باشد.

در مورد دسته ی اول هم از بابت آن ها خیالتان راحت باشد , چرا که آن ها هر چیزی را که بلد باشند در اختیار شما قرار میدهند.

اما در مورد دسته ی دوم ماجرا کمی متفاوت است و روش هایی وجود دارد برای این که ببینید آیا آن رهبر کسب و کار در رشته ی شما , هدفش نگه داشتن شماست و این که پیشرفت نکنید یا این که شما بد برداشت کرده اید؟

روش های پیدا کردن افرادی با عینک کارآفرینی:

روش اول:

کار آفرین ها , کارآفرین تولید میکنند.

بله درست است , برمیگردیم به زندگی بزرگترین کارآفرینان ۲ صده اخیر یعنی استیو جابز و هنری فورد.

به راحتی میتوان گفت بیشتر از ۷۰ تا ۸۰ درصد کسانی که روزی در شرکت این افراد مدیر بخشی از قسمت های کارخانه ها و یا تولیدی ها بودند بعد از جدا شدن از شرکت های آن ها

برای خودشان شرکت های بزرگ احداث کرده اند و با استراتژی هایی که یاد گرفته اند کسب و کارشان را هدایت کرده اند و حتی تعدادی از این افراد زندگی نامه های این اشخاص بزرگ را نوشته اند

و امروزه در غالب کتاب های روش های نوین رهبری کسب و کار به روش استیو جابز در کتاب فروشی ها موجود است.

اگر شخصی که شما با او صحبت میکنید , حتی یک بار به شما گفت که بروید و کارمند شوید و با حقوقی ماهی ۱ تا ۳ تومن بسازید شک نکنید که ۱۰۰ درصد به شما دروغ میگوید.

احتمالا بعد از آن هم برای استخدام از شما یا مدرک دانشگاهی بالا میخواهد و یا به شما پیشنهاد کارکردن به صورت چندین ماه به صورت رایگان در شرکتش را میدهد و بعد از آن ها طبعا با شما کاری نخواهد داشت.

پس اگر دیدید که شخصی کارآفرین بود و به شما در مورد استخدام شدن میگفت و شما را به سمت و سوی زندگی کارمندی هدایت میکرد ؛ شک نداشته باشید که آن شخص یک شیاد مدرن در جامعه ی فعلی است.

این دست از افراد شبیه مایک مارکولا مدیر تبلیغاتی کوکا کولا که توسط استیو جابز به اپل آمد و سپس باعث اخراج خود استیو جابز از اپل شد هستند و سعی میکنند همیشه شما را مدیون به خودشان و محتاج به خودشان نگه دارند.

 

روش دوم:

از کارآفرین ها باید روش یاد بگیرید.

به عنوان مثال وقتی شما فیلم هایی مثل استیو جابز ۲۰۱۳ یا گرگ وال استریت یا در جستجوی خوشبختی را میبینید به نوعی با روش های کارآفرینی مدرن آشنا میشوید.

و تا چندین ماه فکر این که این اشخاص با روش های شگفت انگیزی به موفقیت رسیده اند از سرتان بیرون نمیرود و حتی شاید سعی کنید به روش آن ها موفق شوید.

اگر کارآفرین یا شخصی که با او در زمینه ی موفقیت مشورت میکنید , فقط به شما امید میداد و هیچ روش تضمین شده ای برای کسب درآمد نداد باز هم شک نکنید او دروغ میگوید.

اما اگر روشی را به شما ارائه کرد بیایید و به جمله ی اول متن از برایان تریسی بزرگ رجوع کنید:

ببییند آیا خودش همان روش را انجام میدهد؟یا هدفش این است که با زیرکی شما را در یک جای ثابت نگه دارد؟

در این مورد فیلم اکس ماشینا شاید بهترین مثال باشد که مدیر عامل شرکت بزرگی که بر روی ساخت ربات کار میکند , برای این که بهترین کارمندش که به مواردی مشکوک شده است را کنترل کند

او را وارد تست های عجیب و غریب با یک ربات میکند و سعی در کنترل فکر و جهت دهی به ذهن آن شخص دارد.

اگر روش پیشنهادی او با روشی که خودش گفت متفاوت بود شما به همان روش بپردازید بهترین روش است , فقط اگر از آن شخص سوال کنید که چرا روش خودش را به شما نمیگوید

احتمالا با ۲ پاسخ رو به رو میشوید:

این روش برای بزرگان رشته هست و برای افرادی که تازه به میدان آمده اند جواب نمیدهد که در این صورت به مقاله ی بازاریابی چریکی رجوع کنید و از آن شخص هم نهایت تشکر را داشته باشید.

و اما پاسخ دوم این که , من این کار را دوست ندارم و صرفا جهت کمک کردن به مردم اینجا هستم و اگر تو هم اشتیاق کمک کردن به مردم را داری بیا و در شرکت من استخدام شو.

خوب این جواب کمی زیرکانه میباشد و در این صورت باید به شخص گفت که اگر تو برای خدمت به مردم اینجا هستی و از روی دلسوزی کار میکنی

چه مقدار خدمات و محصولات رایگان به دیگران ارائه میدهی؟

آن خدمات و محصولاتی که در جلوی دوربین و برای تبلیغ خودت است مهم نیست , نمونه ی بارز این مورد کاظم قلمچی است که به شدت روی کمک های مالی به دانش آموزان با توان مالی کم و یا ساخت مدارس در مناطق دور افتاده به شدت مانور میدهد.

که در ۹۹ درصد موارد هم آن شخص محصول رایگانی را به صورت غیر از تبلیغات ارائه نمیدهد.

پس باز هم آن شخص در حال دروغگویی است و هدفی جز این که جلوی پیشرفت شما را بگیرد ندارد.

چه بسا خوانندگان و بازیگران زیادی هست که هر ماه به خیریه و یا خانه های سالمندان میروند و به رایگان برای آن ها کنسرت ها و تئاتر هایی خاصی را اجرا میکنند ولی خیلی از افراد حتی شاید خبر نداشته باشند که این برنامه ی دائمی تعدادی از هنرمندان است.

روش سوم:

از او اسم ۳ تا ۵ کتاب آخری که در ۲ ماه اخیر خوانده و خلاصه ای از محتویات آن را بپرسید , سپس خودتان بروید و همان کتاب ها را بخوایند و یا اگر خوانده اید در مورد جزئیات آن ازشان سوال کنید.

این یک حقیقت غیر قابل انکار است که کارآفرینان موفق کسانی هستند که بیش از بقیه کتاب میخوانند , برای آن ها مهم نیست در تاکسی , مترو , صف ها و یا سایر مکان های دیگر کتاب بخوانند , آن ها عاشق مطالعه کردن هستند.

و همین مطالعه باعث ایجاد یک تفاوت فکر بنیادین بین یک کارآفرین و یک کارمند و یک شخص با عینک کارآفرینی میشود.

اگر به شخص مورد نظر دسترسی راحتی دارید هر ۲ ماه از او این سوال را کنید , اگر آن شخص واقعا عینک کارآفرینی به چشم زده باشد بعد از مدت کوتاهی به راحتی گیر می افتد.

اگر شما هم هنوز خواندن کتاب را شروع نکرده اید بهتر است با بهترین کتابی که در عمرم خواندم و زندگی من را تغییر داد و باعث شد هر روز مطالعه کنم شروع کنید ؛ کتاب اثر مرکب نوشته ی دارن هاردی.

کتابی بی نهایت گیرا و جذاب که هر کسی را مجذوب خودش میکند و انقلابی را در مورد شیوه ی زندگی شما ایجاد خواهد کرد.

همچنین میتوانید به گروه تلگرام ما سر بزنید و با پینشهاد های کتاب ماه که توسط خودمان خوانده شده و به شما معرفی میگردد شروع کنید و یا جهت پرسش و پاسخ برای پیدا کردن کتاب ها در آن گروه سوال کنید.

 

روش چهارم:

آرزو یا راز؟

عکس نوشته بازاریابی

این روش یکی از بهترین روش ها میباشد که اشخاص به صورت ناخودآگاه از آن استفاده میکنند و حتی خبر دار نیستند و خودشان را به راحتی با این روش لو میدهند ,

اگر شخصی این قدر ماهر بود که بتواند در موراد بالا حفظ ظاهر کند , با این روش به راحتی لو میرود.

اشخاصی که عینک دودی کارآفرینی به چشم میزنند به شما میگویند آرزویت چیست؟

طبعا هر کسی آرزوی خاص خودش را دارد و پاسخ مربوط به خودش را میدهد

سپس به شما میگوید بروید و دنبال آرزوهایتان باشید , اشتباه نکنید به دنبال آرزو رفتن کار بی نهایت عالی و فوق العاده خوبی میباشد اما به چه صورت؟

آیا آن ها همانطور که گفته شد روشی به شما میدهند؟آیا روششان را خودشان هم استفاده میکنند؟

یا این که به شما رازی را میگویند که کسی از آن خبر دار نیست؟روش هایی را به شما جهت پیشبرد اهدافتان میدهند

شما کدام را دوست دارید؟

این که با شخصی صحبت کنید و به شما بگوید آرزویتان چیست؟

یا این که با شخصی صحبت کنید و او به شما راز و یا راه حلی که خودش طی کرده است را بگوید؟

Company: Facebook

این که شما بتوانید یک آرزوی خوب داشته باشید بسیار عالی است ولی تقریبا همه ی ما یک آرزو در زندگی شخصی خود داریم چه بسا مطرح کردن این آرزو با آدمی خطرناک باعث دزدیده شدن ایده ی ما شود.

همه ی شما با فیس بوک آشنایی دارید و احتمالا اکانتی هم در این شبکه ی اجتماعی دارید ؛ ولی شاید خیلی از شماها هنوز نمیدانید ایده ی ساخت فیس بوک از کجا آمده است.

مارکو زاکربرگ یکی از دانشجویان نابغه ی دانشگاه هاروارد بود که بی نهایت در زمینه نوشتن کدهای طراحی سایت مهارت داشت.

او با هک کردن سرور های دانشگاه به عکس دانشجویان دسترسی پیدا کرد و از بین آن ها عکس دانشجویان دختر دانشگاه را جدا کرد و در یک سایت اپلود کرد.

سپس در این سایت(فیس مَش) به صورت رندم عکس ها نمایش داده میشد و مردم زیباترین دختر را از بین عکس ها انتخاب میکردند.

با این کار اسم زاکربرگ در کل دانشگاه پیچیده شد , در همین حین که دو برادر از خانواده ای ثروتمند در هاراوارد دنبال یک برنامه نویس مطمئن میگشتند که بتوانند یک شبکه از دانشجویان هاروارد را ایجاد کنند؛

این ایده را با مارک زاکربرگ مطرح کردند و او در جواب فقط گفت قبوله و من براتون این سایت رو میسازم و بعد از ۴۰ روز همان سایت با همان ایده و با اسمی دیگر پدیدار شد , سپس ایده ی Thefacebook جهانی شد و به facebook تغییر نام داد.

اما نباید تلاش شبانه روزی و سفرهای متعدد تیم سازنده ی آن را نادیده گرفت ولی به هر حال ثروتمندترین شخص جوان در دنیا با عملی کردن ایده ی دیگری به ثروتی هنگفت رسید.

جوان ترین میلیونرهای اینترنتی

پس مراقب باشید , کسی که از شما در مورد آرزوهایتان میپرسد یا متقلب است و خبر ندارد و یا شبیه موسس فیس بوک.

اما ما حالت خوشبینانه آن را نگاه میکنیم و میگوییم شخص مورد نظر به صورت ناخودآگاه , چنین سوالی از شما میپرسد زیرا هدفی برای راهنمایی کردنتان ندارد.

روش پنجم:

کارآفرینان واقعی وعده های دروغ نمیدهند.

تقریبا برای همه واضح است که وعده های دروغ چه بلایی ممکن است سر شما بیاورند و چه اتفاقاتی ناخوشایندی برای شما بار بیاورد.

مثلا سایت های زیادی هستند که تحت عنوان اولین ۱۰۰ میلیون دلار زندگی خودت را در بیاور فعالیت میکنند و روش های عجیب و غریبی برای ثروت آفرینی به شما معرفی میکنند.

آن ها وعده های غیر قابل باوری به شما میگویند و سعی در فریب و خالی کردن جیب شما آن هم با هزینه های هنگفت ۱۰-۱۲ میلیونی دارند.

جالب است که هیچ روشی هم بعد از آن ندارند و برای ۱۰۰ میلیون دلارهای بعدیشان هیچ برنامه ای نداشتند و هم اکنون در زمینه ی دوست یابی فعالیت میکنند.

معلوم نیست ادامه ی آن ۱۰۰ میلیون دلار چه شد؟

و سوال جالب بعدی این که اگر ۱۰۰ میلیون دلار به دست آورده اید , چه طور در ایران این پول دلاری را به دست آورده اید؟

و یا اگر در خارج از کشور بوده است , چه طور توانستید این همه پول را بدون هیچ گونه مشکلی وارد کشور کنید؟

به هر حال به دست آوردن درآمد زیاد غیر ممکن نیست ولی به دست آوردن درآمدهای نجومی میلیون دلاری آن هم در یک سال از شروع فعالیت نه تنها اغراق بلکه خرق عادتی بزرگتر از اژدهای کالیسی در گیم اف ترونز است.

روش ششم:

آن ها شما را نمیترسانند.

بیش از ۹۹ درصد کارآفرین ها همیشه توسط اطرافیانشان سرکوب شده اند و محکوم شده اند به این که تو نمیتوانی این کار را انجام دهی ولی در نهایت آن ها موفق شده اند ؛

حتی ممکن است در طول مسیر راه چندین بار شکست بخورند و دوباره از اول بر روی پاهای خود بایستند ولی هیچ وقت اجازه ندادند که خسته شوند و در مسیر کم بیاورند.

به همین دلیل و این که آن ها هم حتما سرکوفت های تو نمیتوانی , نمیشه , بزارش کنار رو از دوستان و خانواده بارها شنیده اند پس امکان ندارد که شما را بترسانند و به شما بگویند تو نمیتونی , تواناییش رو نداری
انجام این کار نیاز به تجربه ی زیاد داره که تو نداری , باید چندین سال کارآموزی کنی تا بتونی به چند سال پیش من که شروع کردم برسی

این که دیگران میترسانند  و به آن ها نهیب تو نمیتوانی شروع کنی و اگر هم شروع کنی موفق نمیشوید را میزنند و به آن ها در مورد سختی ها راه میگویند فقط ۲ احتمال وجود دارد.

احتمال اول این که شخص دارد به شما دروغ میگوید چرا که میترسد شما بازار کار او را از بین ببرید.

احتمال دوم این که او یک مریض روانی است.

اگر شخصی با آن همه سختی و مشقت و سرکوفت خوردن , دوباره همان کار را با شما میکند و در عین حال هم میگوید ترسی از این که بازار را از دست بدهد ندارد پس شک نداشته باشید که او دچار یک سادسیم بدخیم است.

سریعا شماره ی یک روانپزشک خوب را پیدا کنید و به آن شخص معرفی کنید که جهت مشاوره رفتن پیش او اقدام کند.

البته این دسته از افراد معمولا از همان دسته ای هستند که میگویند برای خدمت به مردم به دیگران کمک میکنند و کارشان را دوست ندارند.

نمونه ی بارز این کار این است که شما در کنکور نتیجه ی خوبی نگرفتید و همه به شما پیام دادند و زنگ زدند و رتبه ی کنکورتان را پرسیدند و طبعا شما اصلا حس خوبی در آن لحظه نداشتید.

بعد از گذشت چند سال , یکی از فرزندان فامیل هایی که به شما زنگ میزدند , کنکور میدهد و میدانید که نتیجه ی خوبی نگرفته است.

پس وقتی به او زنگ بزنید هم ۲ حالت دارد :

۱-برای این که شاید بتوانید حال او را بهتر کنید و از حس مشترکتان برایش بگویید.

۲-شما هم باید به یک روانپزشک مراجعه کنید.

روش هفتم:

کارآفرین های موفق همیشه افراد درجه ۱ را استخدام میکنند.

عکس نوشته انگیزشی

این جمله نیز از استیو جابز است ولی چه ارتباطی با موضوع ما دارد؟ما از کارآفرینی صحبت میکنیم و نه استخدام.

درست است , شما قرار نیست جایی استخدام شوید ولی در شرکت شخصی که با او مشورت میکنید حتما تعدادی کارمند وجود دارد.

آن ها را از طریق صفحات اجتماعیشان پیدا کنید و صفحاتشان رو برررسی کنید, نمونه کارهایشان را ببینید و یا حتی با خود آن ها در شرکت گفت و گو کنید.

از آن ها به شیوه ای که ناراحت نشوند در مورد حقوقشان سوال کنید , چرا که افراد درجه ۱ همیشه با دستمزدهای خوبی کار میکنند.

پس اگر شما به شرکتی رفتید و دیدید که افراد در آنجا سطح حقوق متوسط و یا پایینی را دارند و یا تغییرات درون سازمانی زیادی در تغییر کارمندان اتفاق میافتد

بدانید که یک جای کار میلنگد و شخص مورد نظر شما , آن کسی نیست که انتظارش دارید.

در این جور مواقع من اگر جای شما باشم گوشی تلفنم را برداشته و شروع به صحبت فرضی میکنم و بعد با عجله میگویم ببخشید کاری فوری برای من پیش آمده است و سریعا فرار را بر قرار ترجیح میدهم.

و به جای این که از آن شخص به اصطلاح کارآفرین مشاوره بگیرم ترجیح میدهم یک فیلم انگیزشی همچون گرگ وال استریت را ببینم.

روش هشتم:

هنوز هم شک دارید؟زبان بدنشان را کنترل کنید.

بله درست است , این روش مورد علاقه ی من در هنگام اولین صحبتم و خصوصا مشاوره با افراد مختلف است , زبان بدن افراد خیلی ساده تر از آنکه فکرش را بکنید افراد متقلب و دروغگو رو آشکار میکند.

امروزه به خاطر توجه زیاد مخاطبان به محتوی ویدیویی , از افرادی که اسمی برای خودشان دست و پا کرده اند همیشه میتوانید ویدیویی پیدا کنید , چه در اینستاگرام , آپارات و یا حتی یوتیوب و تلگرام.

ویدیوهای آن ها رو بررسی کنید و ببینید که آیا در حین مشاوره دادن به شما علائم دروغگویی که در مقالات زبان بدن  (در سایت و گروه تلگراممان) به آن اشاره کرده ایم را بروز میدهند؟

اگر در مورد زبان بدن هنوز چیزی نمیدانید میتوانید به دسته ی مقالات زبان بدن در سایت مراجعه کنید.

 

فراموش نکنید که این روزها افراد متقلب به شدت زیاد شده اند , افرادی که قصد دارند پول از جیب شما خارج کنند و خیلی از وقت ها شما نمیدانید که هدف آن ها کمک کردن است و یا خالی کردن جیبتان.

طبعا هدف هر کسب و کاری کسب درآمد برای خود شخص راه اندازی کننده آن میباشد ولی این کسب درآمد , باید از روش های درست و انسانی انجام پذیرد و این که با روش های نوین سعی در فریب افراد داشته باشیم

تا بتوانیم پول بیشتری را به دست بیاوریم و آن پول را خرج مسافرت دور دنیا و یا رستوران های آنچنانی کنیم درست نیست.

باز هم تاکیید میکنیم وارد روش های توصیه شده ی دیگران که خودشان حتی زحمت امتحان کردنشان هم نمیکشند نشوید , اگر به دنبال روش های عجیب و غریب پولدار شدن هستید , دنبال سفر به کره ی ماه , درمان سرطان با یک قرص , از بین بردن آلودگی محیط زیست باشید.

اگر دنبال نوآوری هستید باید بهای آن را پرداخت کنید و طبعا چندین بار شکست بخورید تا تجربه ی لازم جهت موفقیت را به دست آورید ولی در این راه مراقب باشید که در دام شیاطینی که هدفی جز جلوگیری از پیشرفت بی نهایت شما دارند نیافتید.

در این مطلب سعی شد که نکات اصلی و مهم انتخاب الگو را برای شما توضیح دهیم تا در دام افراد فریبکار نیافتید , طبعا موارد دیگه ای نیز در انتخاب الگوی موثر هستند همچون متناسب بودن و نزدیک بودن اخلاقیات شما با الگوی مورد نظر شما و خیلی چیزهای دیگه.

به نظر شما چه عاملی در انتخاب الگوها شما موثر است؟برای ما و سایر دوستانتان آن را در بخش کامنت ها قرار دهید.

۵ میکروفن عالی برای ضبط محصول آموزشی

یکی از لذتبخش ترین چیزهایی که در این دنیا وجود دارد کمک کردن به دیگران در مسیر موفقیت شان است.

می دانم برای اینکه بتوانی از یک کسب و کار اینترنتی چند میلیون تومانی در ماه داشته باشی باید در زمینه Information Marketing فعالیت کنی.

Information Marketing به زبان ساده یعنی فروش اطلاعات.

تو در یک زمینه تخصص داری حالا به واسطه وبسایتت تولید محتوا مرتبط می کنی و مخاطبینت را پیدا می کنی آنگاه خیلی راحت می توانی محصولات آموزشی ات را بفروشی.

 

اما برای اینکه بتوانی محصول آموزشی عالی درست کنی به میکروفن نیاز داری :

یکی از دغدغه های اصلی دوستانی که تازه می خواهند شروع به ضبط محصول آموزشی کنند این است که نمی دانند باید چه میکروفنی را تهیه کنند تا کیفیت صدای عالی داشته باشد.

 

امروز می خواهم ۵ تا از بهترین میکروفن هایی که می توانید استفاده کنید را به شما معرفی کنم :

 

میکروفن اول | Rode NT1 USB :

این میکروفنی است که خودم برای ضبط محصولات آموزشی و یا پادکست هایم از آن استفاده می کنم. در یک کلام می توانم بگویم عالی است.

هم کیفیت صدای خیلی خوبی می دهد هم تا حد فوق العاده زیادی نویز صدا را کاهش می دهد.

( البته با هر میکروفنی که ضبط می کنید باید حتما فایل صوتی تان را وارد Adobe Audtion کنید و از آنجا تمامی نویز ها را با چند کلیک ساده حذف کنید )

قیمت این میکروفن چیزی حدود هشتصد تا یک میلیون تومان می باشد.

یکی از ویژگی های دوست داشتنی این میکروفن این است که کارت صدا درون خود بدنه قرار گرفته است و لازم نیست شما برای آن جداگانه یک کارت صدا بخرید )

 

 

میکروفن دوم Blue Yeti :

این میکروفن ها کیفیت صدای عالی دارد و به مانند Rode Nt1 USB کارت صدا درون بدنه این میکروفن قرار گرفته است.

ظاهر این میکروفن می تونه برای بعضی جذاب باشد و برای یعضی ها آزار دهنده.

اگر سینمای کلاسیک و رادیو های دهه ۹۰ علاقه مند هستید این دقیقا همان ظاهر را دارد و می تواند دل شما را برباید

به لحاظ قیمتی تقریبا با Rode NT1 USB برابر می کند اما شاید چند ده هزار تومان ارزان تر باشد.

 

من با هر دو این میکروفن ها کار کردم چیزی که من احساس می کنم این است که کیفیت صدای Rode کمی بهتر است. البته دوستانی که این میکروفن را دارند بر عکس گفته های من را تایید می کنند.

احساس می کنم این دو میکروفن خیلی شبیه به هم هستند و نظرات کمی تعصبی است.

 

میکروفن سومRazer Seiren Pro Elite :

این میکروفنی هست که اگر از یک گیمر بپرسی حتما آن را می شناسد. البته برای جای تعجب دارد که چرا یک گیمر به چینین میکروفنی نیاز دارد.

تنها دلیل قانع کننده ای که برای خودم پیدا کردم این است که اگر در یکی از مراحل بازی باخت می تواند با این میکروفن برای دیگر هم تیمی هایش آواز با کیفیت بخواند.

 

ریزر یکی از میکروفن های خوب دیگری است که می توانی از آن استفاده کنی اساسا تو دنیا سر اینکه کدام یک از این سه میکروفن بهتر هستند جنگ است. دقیقا شبیه به دعوای افرادی که موبایل سامسونگ و اپل دارند.

قیمت این میکروفن ها دقیقا به مشابه دو تای بالایی است با این تفاوت که کمی ارزان تر هم میشود این میکروفن را خرید.

 

میکروفن چهارم | هدست Logitech G230 :

اگر دنبال یک میکروفن عالی و با قیمت زیر ۵۰ دلار ( ۲۰۰ هزار تومان ) می گردی این میکروفن می تواند معشوقه تو باشد ! حرف ندارد.

ضاهر ساده ای دارد و خبری از چندین دکمه عجیب و غریب روی آن نیست ولی کیفیت دوست داشتنی دارد.

اگر دنبال یک گزینه اقتصادی و در عین حال بسیار با کیفیت می گردی من این هدست را پیشنهاد می کنم. اساسا محصولات لاجتیک محصولات با کیفیتی هستند.

 

میکروفن پنجم |Rode SmartLav Plus Lapel Microphone :

این میکروفن برعکس میکروفن های بالا به یقه شما متصل می شود.

یکی از مزایای میکروفن های یقه ای این است که خیلی سبک هستند اما هنگام ضبط اگر زیاد تکان بخورید صدای عجیب و غریبی درست می کنند.

سال پیش ویدیویی را با یک میکروفن یقه ای داشتم ضبط می کردم که ناگهان یقه کتم یک تماس کوچک با میکروفن داشت. چندان صدای هولناکی در ویدیو بوجود آمد که احساس می کردید من از طبقه ۷ ام سقوط کردم.

اما بصورت کلی میکروفنی است که خیلی راحت و قابل حمل و نقل است و هر جایی می توانید از آن ها استفاده کنید.

البته توجه داشته باشید ما هر جایی ویدیو ضبط نمی کنیم.

 

جمع بندی :

سلیقه و بودجه تان مهمترین المان برای تصمیم گیری است. میکروفن ها فقط باعث بهبود وضعیت صدای ما در ویدیو آموزشی می شوند. مهمترین موضوع برای پرفروش شدن آموزش تان کیفیت محتوای آن است.

 

در گروه تلگرام ما می توانی عضو شوی و هر سوالی که داری بپرسی.

مثل آدم فضایی ها تولید محتوا نکنید

یکی از بزرگترین مشکلاتی که در گذشته داشتم این بود که به افتضاح ترین حالت ممکن تولید محتوا می کردم.

برای اینکه این نقص را در خودم برطرف کنم شروع به مطالعه سایت های پر طرفدار خارجی کردم و در دوره های تولید محتوای بسیاری شرکت کردم تا اینکه فهمیدم چطوری باید تولید محتوا کرد.

 

مشکل گذشته من را ۹۹٪ وبسایت های ایرانی همچنان دارند :

بزرگترین مشکلی که من در تولید محتوا وبسایت های ایرانی می بینم این است که همیشه سعی می کنند خودشان را کامل و بدون عیب نشان دهند.

طوری درباره موضوعی صحبت می کنند که انگار از همان کودکی بر آن موضوع مسلط بودند. ( البته خود من همینطور بودم)

و از آن بدتر این است که خیلی خشک و کتابی محتوا تولید می کنند.

 

بیایید تصور کنیم که :

بیایید برای یک لحظه تصور کنیم که در یک مهمانی هستیم و همه در حال گفتگو و خنده هستند.

بخاطر ترافیک راه ما کمی دیرتر از دیگران می رسیم.

به محض ورودمان به مهمانی اطرافیان دور ما جمع می شوند و می گویند چرا دیر رسیدی؟ اتفاقی افتاده است ؟

در پاسخ می گوییم : با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و تمامی حضار گرامی. به علت نامناسب بود شرایط جوی ترافیکی رخ داده بود و …

به نظرتان دیگران شما را شبیه به چه چیزی تصور می کنند ؟

یک آدم فضایی عصا قورت داده. این طور نیست؟

 

 

یک نگاهی به سایت مان بیاندازیم :

  • آیا محتوا را برای مردم تولید می کنیم یا برای گوگل؟
  • آیا لحن محتوا تولید شده مان خیلی خشک و کتابی است؟
  • آیا خودمان می توانیم با محتوای تولید شده ارتباط برقرار کنیم؟
  • آیا از دوباره خواندن محتوامان لذت می بریم؟ یا سریعا می خواهیم صفحه را ترک کنیم؟
  • و…

اگر ما نسبت به محتوایی که تولید کردیم چنین حسی را داشته باشیم قطعا مردم چندین برابر بیشتر این را حس خواهند کرد.

هدف ما از تولید محتوا کمک به مردم است و اگر نتوانیم این کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم قطعا شکست خواهیم خورد.

 

سحرخیز

راز تولید محتوا جذاب و قدرتمند که پیدا کردم :

راز خیلی ساده است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که خودتان را جای بازدیدکننده بگذارید.

  • زمانی که تولید محتوا می کنید ببینید دقیقا برای چه کسی دارید تولید محتوا می کنید؟
  • این مقاله می تواند جوابگو کدام یک از نیاز های مخاطب باشد.
  • آیا راه حل را در سریع ترین حالت ممکن انتقال می دهید.
  • آیا مخاطب شما دوست دارد این محتوا را در قالب متن دریافت کند یا ویدیو؟
  • آیا لحن متن طوری است که به عنوان یک دوست و یا یک مشاور دیده شوید؟
  • و…

به خاطر داشتن این نکات هنگام تولید محتوا می تواند معجزه کند و از یکجایی به بعد احساس می کنید که استاد تولید محتوا شده اید و مردم به شدت به سایت شما علاقه مند شده اند.

 

دروغ نگویید و گول نزنید :

تعداد انگشت شماری از افراد هم تولید محتوا می کنند تا مردم را به اشتباه بیاندازند!

البته تعداد افرادی که در این دسته قرار دارند زیاد نیست. اجازه دهید با یک مثال موضوع را باز تر کنم.

 

یکی از اهداف سایتم این است که به مردم یاد بدهم چگونه با تخصصی که دارند تبدیل به افرادی ثروتمند شوند.

حال شخصی از من می پرسد :

حسین به نظرت بهترین راه برای ثروتمند شدن چیست؟ من در فلان زمینه تخصص دارم اما نمی دانم از کجا شروع کنم.

پاسخ من : بهتر است که این محصول من را بخری و با چیز هایی که یاد گرفتی بروی در یک شرکت استخدام شوی. بهترین روش کارمند شدن است.

غول بازاریابی شبکه های اجتماعی شوید

حسی که شما در آن لحظه دارید شبیه به این عکس است. درسته؟

سریعا متوجه می شوید که من از تولید و فروش محصولات آموزشی درآمد دارم و این در صورتی است که سعی می کنم شما را وارد کار دیگری کنم تا به موفقیت مالی نرسید و تا ابد محصولات مختلفی از من بخرید!

 

البته که این روش یک روش شکست خورده است چون بعد از مدتی مردم متوجه می شوند و اعتمادشان را از دست می دهند. اما چرا بعضی ها این کار را می کنند ؟

به همان دلیلی که جنس چینی را جای جنس ایتالیای جا می زنند. می ترسند!

می ترسند که نکند شما متوجه روش اصلی شوید و خودتان مشغول به آن کار شوید. مثلا من بترسم که شما وارد کار بازاریابی اینترنتی شوید و محصولاتی مشابه محصولات من را تولید کنید در نتیجه فروش من پایین بیاید.

 

به این دلایل هیچوقت این اتفاق نمی افتد :

  1. هر جه رقابت در یک زمینه ای بیشتر باشد کیفیت محصولات و مخاطبان افزایش پیدا می کند.
  2. هر چه رقابت در یک زمینه بیشتر باشد سطح مطالعه و تخصص در آن زمینه بیشتر می شود.
  3. تعداد مخاطبین همیشه بیشتر از تولید کنندگان است.
  4. و…

پس اگر ما این قول را به خودمان داده باشیم که مدام سطح دانش مان را در حوزه تحصصی خودمان بالا ببریم هیچوقت از این شرایط که رقابت زیاد شود نمی ترسیم و علاوه بر آن خوشحال می شویم که سطح آگاه سازی عمومی از حوزه کاری مان افزایش پیدا می کند.

اگر بخواهم تولید محتوا حرفه ای را در یک جمله خلاصه کنم :

عاشق مردم باشید و با تمام وجود سعی کنید به آن ها کمک کنید. راز همین است.

 

در گروه تلگرام ما می توانی عضو شوی و هر سوالی که داری بپرسی.