کی تو را فقیر و فقیر تر می کند؟

شاید چند سال پیش من را می دیدی احساس می کردی آدم تحلیل گر تری هستم. شایدم احساس می کردی درد مردم را بیشتر می فهمم.

اما امروز….تصور نکنم.

هر چه که در کارم به موفقیت های بزرگتری می رسیدم متوجه یک حقیقت تلخ می شدم.

یکی هست که همیشه سعی می کنه تو را فقیر و فقیر تر کند.

حدس می زنی کی؟

  • مسئولین
  • دولت
  • سحر و جادو
  • آمریکا
  • فرماسونری
  • ثروتمندان

اگر فکرت سمت این ها رفت باید بگم مسموم شدی دوست من.

بگذار با یک حقیقت تلخ تو را روبرو کنم. نه من و نه برای هیچکسی اهمیت نداریم جز خودمان.

من یک تبلیغ نویس خوب هستم و می توانم ذهن تو را به هر سمتی که بخواهم ببرم. مستقیم؟ البته که نه.

این بار کسی به من سفارش تبلیغ نویسی نداده است پس قطعا قرار نیست تو را با یک تبلیغ روی بیلبورد یا یک تبلیغ تلویزیونی تحت تاثیر قرار دهم. در عوض می خواهم کمک کنم تبلیغات مسمومی که در ذهنت وارد کردند را خارج کنم.

 

بعد از خواندن کامل این مقاله شاید دلت بخواهد فریاد بزنی یا اشک بریزی. مهم نیست چون در آخر آزاد می شوی و سم از ذهنت خارج می شود.

تا به حال چندبار برای نداشتن پول کافی کنار گذاشته شده ای؟

حداقل یکی و دوبار. درسته؟

چرا سعی نکردی آنقدر پول در بیاوری که دیگر این اتفاق برایت پیش نیاید؟

اومم حسین نمی شود! چطور؟ آخر من هر کاری کردم جواب نداد…آدم های بی پول به جایی نمی رسند…ثروتمندان به جهنم می روند و آنقدر می سوزند که تبدیل به ذغال سنگ شوند!

اگر این کلمات را به زبان آوردی باید بگویم تو بارها درگیر جملات

تبلیغ نویسان سیاسی یا تبلیغ نویسان مذهبی شده ای

 

تبلیغ نویس سیاسی؟ تبلیغ نویسی مذهبی؟ اینها چه کسانی هستند؟

من هیچ وقت از بازی های سیاسی و مذهبی را دنبال نمی کنم اما آن بخش هایی که مرتبط با تبلیغ نویسی می شود را مطالعه می کنم. اما اینکه هر کسی دوست دارد یک سری آدم را داخل مذهب خودش کند را واقعا درک نمی کنم.

بگذار یک سوال بپرسم تو واضح تر متوجه شوی.

 

اگر تو با دختری که واقعا عاشق هستی نامزد کنی و نامزدت بخاطر نداشتن ماشین مدام تو را سرزنش کند. اگر به طور اتفاقی شبی در خیابان با این صحنه مواجه شوی چه احساسی خواهی داشت؟

عصبی هستی؟ ناراحت هستی؟ احساس خوبی نداری؟ چرا؟

آیا من جایی گفتم این خانومی که در تصویر است نامزد تو است؟ یا جایی گفتم این ماشینی که برای این خانم نگه داشته قصد مزاجمت داشته؟

تو از کجا می دانی این ماشین اسنپ نیست؟

تو از کجا می دانی این آقا شوهر این خانم نیست؟

 

خیلی راحت می شود اتفاقات بی ربط را طوری کنار هم قرار داد که احساس کنی زنجیره از اتفاقات مرتبط و درست هستند.

الان که این موضوع را می دانی و متوجه هستی چقدر راحت می شود ذهن را به بازی گرفت بگذار پاسخ سوال اول را بدهم.

چه کسی تو را فقیر و فقیر تر می کند؟

تجارب منفی و تلخ گذشته است.

اگر چند بار تو را بخاطر پول کنار گذاشته باشند تو به طور خودگاه از پول بی زار هستی و این در صورتی است که در به در به دنبال پول می گردی (‌تناقض رفتاری و فکری)

اگر چند بار استارت راه اندازی کسب و کار اینترنتی را زده باشی و موفق نشده باشی تصور می کنی همه افراد می خواهند سر تو را کلاه بگذارند.

اگر آدم ثروتمندی توانسته باشد دل معشوقه تو را بدست بیاورد تو از ثروتمندان بی زار خواهی بود.

و….

دردناک است مگر نه؟

بله. اما زمانی که متوجه این موضوع می شوی فقط ناراحت می شوی و این خیلی خوب است چون کم کم سعی می کنی از ذهنت های منفی ات فاصله بگیری و این در صورتی است که اگر متوجه این موضوع نشوی مثل دیگر مردم ایران عصبی می شوی.

دقت کرده ای مردم ایران چقدر عصبی هستند و تصور می کنند همه حق آن ها را خورده اند حتی خودی ها ؟!

کافی است به عموم مردم ایران بگویی چرا کتاب های آنتونی رابینز را نمی خوانی.

اکثر با صورت برافروخته و عصبی می گویند این مرد چیزی بارش نیست فقط می خواهد کتاب پر کند اون هیچ چیزی از آرامش نمی داند من از او بیشتر می دانم.

و این در صورتی است که در این لحظه از شدت عصبانیت و فشار های عصبی دارد می ترکد!

یا کافی است بپرسی نظرت درباره آقای ایکس چیست که همین الان دو تا مرسدس بنز VIP در حیاط ویلایش پارک است؟

احتمالا می گوید من هم با دزدی می توانستم به آنجا برسم.

اما اگر با واقعیت رو برو شود می بیند که آن شخص فقط هوشمندانه تر کار کرده است و به مراتب انسان شریف تری بوده است چون نه تنها زندگی فرزندان خود را در رفاه و آرامش فراهم کرده است بلکه ماهی چند میلیون به پرورشگاه کمک می کند

و در عوض این مرد فقط ناروا می گوید. غیبت می کند و با تصور فقیرها به بهشت می روند زندگی می کند. در صورتی که شاید همین گوشه کنار دخترش در حسرت خوردن یک فست فود باشد.

این ها واقعیت است. من این صحنه را به چشم خودم دیدم و تا سر حد مرگ ناراحت شدم. هنوزم که یادش می افتم حالم دگرگون میشود چون من آن دختر را به طور اتفاقی می شناختم. دختری که افسرده شد.

دیدن این صحنه برای من هم سخت است. آنقدر سخت که شاید ماه ها نتوانم درست فکر کنم. بخاطر همین امروز سعی می کنم با افراد بسیار بسیار محدودی رفت و آمد کنم یا تلفنی صحبت کنم.

 

اتفاقات بد صرفا برای تو پیش نیامده است. من هم زمانی مقایسه شدم. من هم زمانی بخاطر پول کنار گذاشته شدم. من هم تجارب تلخ زیادی داشتم.

اما این افکار را در گذشته رها کردم….

این کاری است که تو هم باید انجام دهی.

 

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

3 پاسخ
  1. مهدی جوان
    مهدی جوان گفته:

    واقعیت تلخیه اما…

    میتونه شیرین بشه زمانی که ما شروع کنیم به تغییر زندگی و شرایط زندگیم ون و تنها عاملی که بازدارنده ی موفقیت ماست فقط خودمون هستیم

    پاسخ
  2. حمیدرضا
    حمیدرضا گفته:

    بله متاسفانه این قضیه برام پیش اومد.پسری که در دانشگاه یک ماشین داشت ارزشش بسیار بالاتر از افراد دیگه بود!!!
    بهشت فقط مال افراد ثروتمند هستش

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *