رقابت بر اساس قیمت

چرا رقابت بر اساس قیمت حماقت است؟

بسیاری از مردم برای موفقیت در کسب و کارشان تنها یک استراتژی دارند و آن هم این است که رقابت بر اساس قیمت کنند. یعنی یک خودکشی کامل!

می دانم شاید خیلی از مشاوران کسب و کار به تو توصیه کرده باشند که با قیمت پایین شروع کن یا سعی کن قیمت را پایین تر از رقیبان نگه داری تا فروش خوبی داشته باشی.

اما خیلی صریح باید بگویم به احتمال زیاد کوچترین اهمیتی نه به تو داده اند و نه به کسب و کارت چون این نصیحت ۱۰۰٪ با خود یک شکست تمام عیار را به همراه خواهد داشت.

 

با هزار امید و آرزو کسب و کار را شروع می کنی و چند ماه بعد حالتی مانند عکس زیر را خواهی داشت.

چرا کسی از من چیزی نمی خرد؟

و این سوالی می شود که مدام در ذهنت مرور می شود و کم کم روز و شب را ازت می گیرد.

 

رقابت بر اساس قیمت دقیقا مانند رقابت برای بدست آوردن دل کسی با خرید شارژ ایرانسل است.

تصور کن برای بدست آوردن دل شخصی بخواهی برایش شارژ ۲ تومانی ایرانسل هدیه بخری. اگر صد ها شارژم هم برایش بفرستی هیچگاه بر نمی گردد بگوید: اه خدای من بالاخره همسر رویاهای من پیدا شد. چرا؟

چون بی ارزش است.

و مردم چیز بی ارزش را نمی خرند.

 

قیمت پایین همیشه تو و کسب و کارت را بی ارزش نشان می دهد چون مردم با خود تصور می کنند اگر قیمت خدمات و یا محصولی به طور مثال ۵۰۰ هزار تومان است چرا این فرد آن را ۳۵ هزار تومان قرار داده است؟ حتما خیلی بی کیفیت است.

و این در صورتی است که شاید واقعا محصول بی ارزش نباشد و قطعا تولید کننده محصول با این دید قیمت پایین قرار داده است که گمان می کند مردم می گویند ای وای چه پیشنهاد شگفت انگیزی !

 

بیا یک امتحان با همدیگر انجام دهیم.

اگر برای خرید گوشی موبایل خوب ۳ میلیون تومان پول داشته باشی و فقط ۲ انتخاب داشته باشی کدام یک را انتخاب می کنی؟

  1. موبایل ۳ میلیون ۱۰۰ هزار تومانی
  2. موبایل ۴۰۰ هزار تومانی

قطعا یک ماه یا کمتر صبر می کنی تا ۱۰۰ هزار تومان دیگر هم بدست بیاوری و گوشی را بخری که اطمینان داری واقعا خوب است و مانند گوشی ۴۰۰ هزار تومانی متفرقه سریعا خراب نمی شود و بی کیفیت نیست.

 

سوال دوم:

در نظرت کدام یکی از این دو برند گوشی برایت با ارزش تر آمدند؟

اولی درست است! چون ارزش و قیمت بیشتری داشت.

 

فروش محصول ارزان به مراتب سخت تر و پیچیده تر از فروش محصول گران است.

این نکته ای است که اکثر مردم درباره آن اطلاعی ندارند اما از آنجا که شغل اصلی من تبلیغ نویسی است و تا به امروز به بزرگترین برند های ایران کار کرده ام دقیقا از آمار فروش اطلاع دارم و می دانم چرا فروش یک محصول گران تر از رقیب به مراتب ساده تر از فروش یک محصول ارزان تر از رقیت است.

می پرسی چرا؟

چون فقط مشتری های اخراجی سراغ محصول ارزان می آیند و تا جایی که می توانی باید از شر مشتری های اخراجی فرار کنی.

 

اما مشتری اخراجی چه کسی است؟

مشتری اخراجی کسی است که هیچکدام از رقیبان حاضر نشدند به او محصولی را با قیمت دلخواه او بفروشند. و این مشتری دنبال پیدا کردن یک نفر است که آن محصول را از او ارزان تر بخرد و بعد ها ۱۰۰ ها درخواست عجیب و غریب هم داشته باشد.

اگر مدتی در کسب و کار اینترنتی فعالیت کنی دقیقا متوجه می شوی کدام دسته از افراد را می گویم.

اگر تجربه تلخ یا شیرینی از قیمت گذاری بر روی محصولت داری خوشحال می شوم که در بخش دیدگاه همین پست این تجربه را با من در میان بگذاری.

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *