استراتژی قیمت گذاری

استراتژی قیمت گذاری که از جوردن بلفورت گرگ وال استریت یاد گرفتم

استراتژی قیمت گذاری موضوعی است که اگر آن را ندانی قطعا متحمل ضرر و زیان های زیادی خواهی شد.

با کمی جستجو ساده می توانی ده ها مقاله درباره استراتژی قیمت گذاری پیدا کنی اما تمام بر اساس الگوی قدیمی و اشتباه هست یا حداقل از نظر من اشتباه است.

استراتژی قیمت گذاری این مطلب بیشتر برای محصولات آنلاین مخصوصا آموزش مناسب است و در این مطلب کاری با قیمت گذاری محصولات فیزیکی مانند ماشین کاری نداریم. چون بعید می دانم کسی ماشینی ساخته باشد و هنوز برای آن قیمت تعیین نکرده باشد.

این استراتژی را از استادم جوردن بلفورت در دوره روانشانسی فروش مستقیم یاد گرفتم. پس اگر این مرد را می شناسی هیچ جایی برای فکر کردن باقی نمی ماند.

 

استراتژی قیمت گذاری که از جوردن بلفورت گرگ وال استریت یاد گرفتم

قانون اول: مهم نیست چقدر برای ساخت و تولید محصول زحمت کشیدید یا وقت گذاشتید.

می دانمی در وهله اول کمی بی انصافی به نظر می رسد اما اگر واقعا می خواهی در کسب و کارت رشد کنی بهتر است که با این قانون کنار بیایی. چون هر کسی فقط به خودش اهمیت می دهد پس اهمیتی ندارد ما درباره محصولمان چطور فکر می کنیم مهم این است که مردم درباره محصولمان چطور فکر می کنند.

 

قانون دوم: بر اساس تغییری که در زندگی شان ایجاد می کند قیمت گذاری کن.

درک این جمله شاید چند ماهی زمان بخواهد. هر محصولی را باید فقط بر اساس تغییری که در زندگی مشتری ایجاد می کند قیمت گذاری کنی. یعنی چی؟

یعنی اینکه اگر آموزش دفاع شخصی تولید کردی. نباید قیمت آن برابر با دیگر‌ آموزش ها باشد. چون در آن صورت هیچ شانسی برای موفقیت در بازار نخواهی داشت.

اجازه بده نگاهی به مخاطبین آموزش دفاع شخصی بیاندازیم:

  • افرادی که برای سرگرمی می خواهند یاد بگیرند
  • افرادی که می خواهد یک ورزشی را انتخاب کنند.
  • افرادی که کارشان خطرناک است و نیاز به آموزش دفاع شخصی دارند.
  • افرادی که قبلا توسط عده ای مورد آزار و اذیت و یا حتی تجاوز قرار گرفته اند.

طبیعتا هر قیمتی که برای محصول بگذاری ۲ دسته مخاطب اول احساس می کنند گران است و مدام سعی می کنند شما را قانع کنند که با تخفیف بیشتری دهید.

اما داستان برای ۲ دسته آخر بسیار متفاوت است. این دسته از افراد دقیقا می دانند چه چیزی با ارزشی را می خواهند بخرند و تنها نگرانی شان این است که محصول خوبی باشد و به قیمت اهمیتی نمی دهند.

اگر بخواهی ۲ دسته اول را مخاطب محصولت قرار دهی ۱۰۰٪ کسب و کارت نابود خواهش شد. چون آن ها واقعا به محصول نه اهمیت می دهند و نه پول اما برای ۲ دسته آخر داستان متفاوت است.

 

قانون سوم: اگر برگه فروش ندارید بهتر است به فکر فروش نباشید.

این مهمترین قانون هر فروشی است. اگر بهترین فروشنده دنیا در زمینه املاک را با بهترین فروشنده ملک جابجا کنید. هر دو فاجعه خواهند بود. اما چرا؟

چون هر کدام برگه فروش مختص به خودشان را در حوزه خودشان حفظ هستند به همین خاطر است که می توانند لقب بهترین فروشنده را بگیرند اما زمانی که آن ها را وارد حوزه دیگری می کنیم نمی توانند بفروشند چون به طور مثال برگه فروش ملک کاملا متفاوت با برگه فروش خودرو است.

تا به امروز برگه فروش های زیادی را برای شرکت های بزرگ و بعضی وقتها کوچک نوشته ام. اگر احساس می کنی محصول یا خدمات فوق العاده ای داری آن وقت می توانی سفارش برگه فروش اختصاصی کسب و کار خودت را دهی اما من یک قانون دارم: هیچوقت برای محصول یا خدمات بد نه تبلیغ نویسی می کنم و نه برگه فروش می نویسم.

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *